جستجو
جستجوی پیشرفته
English | فارسی | Urdu | Az | العربی
صفحه اصلی > مدیریت و معاونتها > معاونت پژوهش > همایشها و نشستها 


  چاپ        ارسال به دوست

نهادهای اجتماعی و امت اسلامی (خانواده از دیدگاه فریقین(

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

موضوع: نهادهای اجتماعی و امت اسلامی (خانواده از دیدگاه فریقین(

سخنرانان: حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمنذرحکیم

حجت‌الاسلام و المسلمین محمد علی انصاری

زمان: دی ما ۱۳۹۲

معاونت پژوهش مجتمع عالی فقه

 با همکاری گروه فقه مقارن

حجت‌الاسلام و المسلمین سید منظر حکیم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم،

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین بارءالخلائق اجمعین ثم الصلاة و السلام علی البشیر النذیر سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابی القاسم المصطفی محمد و آله الطاهرین، ربنا لا تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا.

بسم الله الرحمن الرحیم «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَ‏ أَكْرَمَكُمْ‏ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏» صدق الله علی العظیم.

در این آیه مبارکه( سوره حجرات) به سه موضوع مهم توجه ویژه شده است:

1- نهاد خانواده در نظام تکوین «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى».

2- جایگاه خانواده و نقش زیرساختی آن در جامعه‌ انسانی‏ «وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ».

3-اهداف دور و نزدیک تشکیل نهاد خانواده «لِتَعارَفُوا إِنَ‏ أَكْرَمَكُمْ‏ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏».

 در بخش آخر آیه مهمترین شاخص جامعه‌ انسانی  مطلوب که جامعه‌اسلامی وامت وسط است بیان شده؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ‏ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاس». برترین جامعه و کارآمدترین جامعه، جامعه‌است که در آن تقوا معیار باشد و زمینه‌تلاش و مسابقه در مسیر تقوا یعنی زمینه ارتقا به سوی بالاترین هدف، بالاترین قله برای کسب تقوای الهی، در بالاترین مرتبه، «اتقیکم» افعل تفضیل است. بنابرین به مهمتری شاخص جامعه مطلوب یا جامعه‌اسلامی برتر اشاره شده است که به این سمت باید جامعه حرکت کند.

اهمیت وضرورت بحث

سوال این است که نهاد خانواده چقدر می‌تواند در این جهت نقش ایفا کند؟ در بحث خانواده این بحث بسیار اساسی و کلیدی است.

با توجه به نکات‌ فوق و اهمیت و ضرورت بحث، پرداختن عزیزان فضلا و علمای ما در تمام سطوح، نه فقط در بخش تخصصی مثلاً فقه مقارن، یا بخش تخصصی فقه خانواده، بلکه در تمام سطوح آموزشی احساس می شود چون مورد نیاز همه عزیزان یعنی تمام انسان‌ها که در همه‌رشته‌ها تحصیل می‌کنند می باشد. بالاخره یک روزی مجبور به تشکیل خانواده می‌شوند، هم آنکه خودشان در یک خانواده نشو و نما پیدا کردند و ناگزیرند که به سمت تشکیل خانواده حرکت کنند.

خانواده ای ‌که بخواهد کارآمد و ممتاز باشد و بتواند بهترین نقش را برای جامعه ایفا و تمدن مطلوب اسلامی را به وجود بیاورد این چگونه خانواده‌ای است و چه رشته‌های علمی تخصصی فقهی در این زمینه می‌تواند منشاء اثر باشد؟

 رشته تخصصی فقه خانواده و فقه مقارن که از رشته های تخصصی‌ جامعة المصطفی العالمیه وپیشتاز در حوزه‌ علمیه قم و جامعة المصطفی بوده و این افتخار را کسب کرده با تشکیل فقه مقارن و فقه خانواده از سال ۱۳۸۳ تا کنون در حدود ده سال توفیقات بسیار زیادی به‌دست آمده و همین‌طور تخصص‌های دیگر؛ فقه اقتصادی، فقه عبادی، فقه تربیت، فقه اداره (مدیریت) فقه قضایی، این تخصص‌ها نیاز است.

 زمانی درباره این تخصص‌ها بحث می‌شد... اما با گستردگی علوم و مسائل مستحدثه فراوان و ارتباط آن به رشته‌های مختلف، حداقل بادو رشته تخصصی تسلط داشته باشیم تا ارائه‌ بحث کنیم.

 همین‌طور نیاز به تعمق بیشتر در مسائل یعنی از سطحی نگری و ساده اندیشی، تعمق در مباحث یک رشته نیاز ما را به تخصص بلکه فوق تخصص یعنی در سطح سه تخصص خانواده یا فقه مقارن بیشتر می کند تا بعداً یک مجتهد متجزی تربیت بشود و بعد که مجتهد متجزی تربیت شد مجتهد مطلق تربیت شود هنوز تخصص جایش باقی است یک فوق تخصص لازم دارد؛ فوق تخصص در قضا، در خانواده در فقه مقارن حتی خود مقارن. فقه مقارن باز تخصص‌های زیادی می‌طلبد؛ فقه مقارن خانواده، فقه مقارن عبادی، فقه مقارن قضایی، یعنی در درون این فقه مقارن شما یک دانشگاه فقه مقارن می‌توانید راه بیاندازید.

چرا مقارن؟ تسلط انسان و فقیه بر استنباط مسائل فقهی زمانی به اوج خودش می‌رسد که بتواند تمام اقوال در یک بحث، در یک مسئله و تمام ادله را مطلع ، اشراف و قدرت نقد و بررسی داشته باشد تا رأیی که انتخاب می‌کند و دلیلی که برای آن بر می‌گزیند، قدرت دفاع و قدرت رد آراء مخالف و ادله مخالف راداشته باشد.

 اگر در مباحث بین فریقین و بین مذاهب اسلامی اختلاف‌ تأثیر گذار در شکلگیری جامعه‌اسلامی یا تربیت انسان داشته باشیم فهم آراء، مقایسه‌آراء، بررسی آراء نقدآراء و سپس انتخاب برترین، و صحیح‌ترین رأی اگر در صحت تشکیک قائل باشیم، فقه مقارن یک ضرورت اجتناب ناپذیر می‌شود.

 امروه جامعه‌بشری به این سمت حرکت می‌کند، ما یک نظام اقتصادی جامعه اسلامی می‌خواهیم، یک نظام سیاسی می‌خواهیم، یک نظام مدیریتی می‌خواهیم، یک نظام خانواده، نظامی که نهاد خانواده را بتواند از هر حیث تأمین نیاز کند، یعنی مسائل گوناگون خانواده، تأسیس خانواده، مدیریت خانواده،اقتصاد خانواده، روابط اجتماعی خانواده، سلامتی خانواده، تربیت خانواده، اینها ابعاد مختلفی است که خانواده به آن نیاز دارد. در همه‌این ابعاد شما به عنوان فقیه نظریه اسلام را و دیدگاه اسلام را اعلام کنید. وقتی شما اینها را بتوانید جوابگو باشید در حقیقت یک نظامی برای خانواده ترسیم کرده‌اید.

 بنابراین، ما به این سمت در حرکتیم؛ فقهای ما و حوزه‌های علمیه ما به سمت نظام‌مند شدن مباحث فقهی یا نظام‌سازی در مباحث فقهی حرکت می‌کنند. لذا می‌توانیم شاخصه‌های حرکت فقهی موجود را در سه بعد ترسیم کنیم حرکت فقهی فقهای ما و مراکز علمی فقهی ما در قم به سمت تخصص مقارن بودن، نظام‌مند بودن در حرکت است، اول راهیم هنوز به مرحله‌ایده‌آل نرسیده ایم، به همین جهت ما چنین نشست‌هایی را به فال نیک می‌گیریم و جای تبریک و تشکر دارد.

تشکر از کلیه پایه‌گذاران این نشست‌ها، از مسئولین مربوطه، ریاست جامعة المصطفی، مدرسه‌ عالی فقه تخصصی، طلاب عزیزی که حاضر می‌شوند و اساتیدی که مشارکت می‌کنند تا اینکه اینچنین نهالی را بارور کنند و به ثمر بنشانند، لذا تمام سراب‌های آتی و در آینده ان‌شاءالله در پرونده اعمال تک‌تک ما شرکت کنندگان در این نشست‌ها به ثبت می‌رسد چرا چون پیامبر(ص) فرمودند که: « مَنْ‏ سَنَ‏ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْئاً»[1] ان‌شاءالله که ما مشمول این حدیث شریف باشیم.

شاکله بحث

سه مطلب به عنوان اسکلت وشاکله اصلی بحث مورد توجه می باشد:

بحث اول. ما باید چگونه در بحث‌های مقارن حرکت کنیم؛ یعنی روش تعامل فقیه در بحث‌های فقه مقارن چگونه باید باشد؟

بحث دوم. مسائل خانواده از دیدگاه فریقین چگونه روشی است؟ و چگونه می‌توانیم این مسائل را مورد مطالعه و دقت قرار بدهیم؟

بحث سوم

 منتخب و برگزیده‌ای از بعض مسائل اختلافی فریقین و آثاری که این اختلافات فقهی از لحاظ اجتماعی یا تربیتی به وجود می‌آورد و در جامعه منعکس می‌شود و ما را وادار می‌کند از کنار این مسائل به راحتی نگذریم بلکه ناگزیر باشیم که جامعه را به سمت مطلوب حرکت بدهیم، حرکتی براساس فقه تخصصی عالمانه که حکیمانه هم باشد و اهداف مطلوب تشریع در این فقه تحقق پیدا کند.

 

بحث اول:

 روش مطلوب در بحث‌های فقه مقارن

 کتاب‌هایی که در فقه مقارن نوشته شده بسیار زیاد است مثلاً؛ فقه الخلاف مرحوم شیخ طوسی، یا الانتصار سید مرتضی، یاتذکره علامه، منتهی المطلب علامه، تا برسیم به کتاب‌های فقه مقارن معاصر، بهترین روش در فقه مقارن که بتواند کارگشا باشد و راه را کوتاه کند این است که ما بیاییم مشترکات فریقین را لیست و طبقه بندی کنیم، چرا که این مشترکات، یعنی احکامی که کلیه مذاهب اسلامی بر آنها اتفاق نظر دارند. این می‌شود در حکم محکمات فقه فریقین. و قرآن کریم هم برای حل معضلات و مشکلات به ما روش داده در قرآن عنوان شده> «مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُ‏ الْكِتابِ‏ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ‏ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ» پس روشی که قرآن در این آیه مطرح می‌کند ارجاع متشابهات به محکمات است. محکمات در اینجا، محکمات فریقین؛ یعنی خطوط قرمزی که نباید از آنها گذشت مشخص بشود. در چارچوب این محکمات مسائل اختلافی را می‌شود دنبال و بررسی کرد. رفع اختلاف یا تقلیل اختلاف، کم کردن دایره‌اختلاف به حداقل. مثل اختلافی که میان فقهای یک مذهب باهم دارند،اختلافات نسبتاً جزئی است که به کلیت مذهب لطمه‌وارد نمی‌کند.

 مشترکات فقهی فریقین در نظام خانواده

بیان اختلافات و افتراقات فریقین

 این ها بعضی از مسائلی است که مذاهب اربعه در آنها اتفاق نظر دارند و بعضی‌ها ندارند که دربین خود مذاهب اربعه هم اختلاف است.

آثار مترتب بر این اختلاف در بحث خانواده خودش را نشان می‌دهد که بعضی اختلاف‌ها شاید به نظر جزئی بیاید اما وقتی که در سطح کلان و در سطح اجتماعی گسترده این اختلافات را در نظر بگیرید می‌بینید بسیار تأثیرگذاری روشن دارد. مثلاً، در حج مطاف، در حج چقدر؟ بیست و شش زراع است یا کل بیت،اگر فرض کنید فقها در اینجا اختلاف نظر داشته باشند، درمسلک تضیق مطاف، دو میلیون نفر می‌خواهند در روزهای خیلی محدود در همین مقدار طواف کنند چه فاجعه‌ به وجود می‌آید، از لحاظ فشار جمعیت و قتل نفوس، در بعضی از سال‌ها ما شاهد بودیم به کشته شدن افرادی با اینکه خیلی از فقها قائل به این محدودیت نیستند ولی بعض از فقها این محدودیت را قائل شدند، این باعث یک مشکل جدی در حج می‌شود.

اگر فقها نصف نصف شوند و مردم بخواهند دقیقاً به فتوای فقیه خودشان عمل کنند، گاهی اصلاً حج متعذر  و امکانپذیر نخواهد بود، انجام مراسم محدود، در آن زمان محدود و در آن مکان محدود، با توجه به جمعیت (اگر چهار میلیون شد) درحجاج چه وضعیتی به وجود می‌آید؟

پس این بحث اختلاف فقهی محض نیست، این آثار عملی و اجتماعی و آثار دیگری درآن بار می‌شود که در اینجا نمی‌شود از آن چشم پوشید، در بحث مربوط به خانواده هم ما چنین مواردی داریم.

بحث دوم

خانواده در نگاه فریقین

 چرا می‌گوییم خانواده؟ در حالی که در کتاب فقهی کتاب النکاح، کتاب الطلاق، کتاب الرضاع، کتاب النفقات، وصایا، ارث و...داریم، مجموعه‌اینها و مجموعه‌ مباحث که به نهاد خانواده مرتبط هستند، وقتی اینها را جمع کنید و نظم بدهیداز ابتدای تشکیل خانواده، قبل از تشکیل خانواده تا انحلال خانواده و تا آثار مترتب بر انحلال، شما مجبور می‌شوید که مجموعه از مباحث فقهی عقود و ایقاعات و چه بسا عبادات و سیاسات را وارد این مجموعه کنید و بشود فقه خانواده.

 پس فقه خانواده یک مجموعه احکام و ابواب فقهی مرتبط به خانواده است که اینها متفاوت‌ و متنوع اند ، گاهی هم بسیار متفاوت؛ مباحث حقوقی، قضایی، مالی، اقتصادی، مباحث مربوط به سلامت خانواده دارد.

این مجموعه کتاب‌های فقهی را اگر شما در یک منظومه در بیاورید می‌شود فقه خانواده یا فقه نظام خانواد.

 خوشبختانه از چندسالی که شروع کردیم به شیوه تخصص در جامعة المصطفی، کتاب‌هایی تحت این عنوان نوشته و تدوین شده یعنی این نیاز یک نیاز جدی بود که در جهان اسلام علمای شیعه و غیر شیعه به آن توجه کردند و تحت عنوان فقه الاسره یا فقه خانواده کتاب‌های مطرح کردند و حتی بعضی‌ها فقه الاسره را نوشتند از عبادات تا دیات، کل مباحث مربوط به خانواده را در یک جا جمع کردند، البته بعضی‌ها «فقه المرئة» نوشتند، یعنی فقه زن، و زن را منهای کانون خانواده مطرح کردند.

 اخیراً بحثی در مجلس شورای اسلامی مطرح شده بود که برای نهادهای جمهوری اسلامی تنظیم کرده بودند، «میثاق المرئة المسلمة» بعد ما پیشنهاد کردیم به «میثاق المرئة المسلمة» دوستان و عزیزانی که آنجا بودند پسندیدند،گفتند که این خیلی بهتر است چون ما زن را منهای خانواده اگر نگاه کنیم ممکن است فمینستی بشویم، اما اگر زن را در نهاد خانواده مطرح و مسائلش را بررسی کنیم طبیعتاً واقعبینانه‌تر به این مسئله برخورد کرده ایم.

بنابراین، مباحث مربوط به فقه خانواده متنوع‌اند و خوشبختانه یکی از کارهای خیلی خوب که در جهان اسلام شده و جمعی‌ از فقها و علما یعنی علمای جامعه‌شناس و علمای تربیت در حدود هفت سال کار علمی خیلی خوبی تحت عنوان میثاق الاسرة عرضه کرده اند که همه‌شان سنی‌اند و بدرد بحث ما می‌خورد چون ما در فقه الفریقین از دیدگاه علمای اهل سنت می‌خواهیم بحث کنیم که مشترکات خودشان را جمع کرده اند و تحت عنوان «میثاق الاسرة المسلمة».

 در اینترنت میثاق الاسرة متنی است که در حدود صدوشصت و اندی ماده‌ فقهی برای او مطرح شده و در آنجا از آغاز تشکیل خانواده تا کلیه مسائل مربوط به آن را هم زن، فرزندان، و هم مربوط به مسائل اقتصادی،ارث، حمایت خانواده، تنظیم خانواده و کلیه مباحث مربوط آنجا دیده شده و در حقیقت یک رد علمی یا عملی برای سازمان‌مللی که در صدد نشر ایده‌های خانمان برانداز و ایده‌های غربی‌ها برای از بین بردن خانواده اسلامی در جهان اسلام تحت عنوان حمایت خانواده شروع کرده اند و سعی کرده اند خانواده را از هم بپاشانند. اینها به فکر چاره افتادند و چنین متنی را تنظیم کردند که در حدود سی صفحه است. در حقیقت یک قانون اساسی خانواده می‌تواند تلقی بشود که کلیات و اساسیات فقه خانواده در میان مذاهب اربعه را جمع کرده اند که بعداً ما پیشنهاد کردیم. خدمت حاج آقای انصاری هم تقدیم کردیم که در این جلسه محور بحث‌مان قرار بگیرد و این متن طوری است که جای نقد و بررسی دارد.

اولاً: چون نگاه امامیه(اهل‌بیت)درآن نیامده.

دو: یک نظم نسبتاً خوبی دارد که می‌تواند محور بحث‌های تخصصی فقه خانواده فریقین قرار بگیرد؛ اگر مورد شرح و نقد و بررسی قرار بگیرد، یعنی مستندات قرآنی‌اش، مستندات روایی‌اش، مستندات فقهی‌اش جای خالی دارد که ما این را به طلاب فقه خانوده در چند جا که تدریس داشتیم عرضه کردیم و آنها را تشویق کردیم که مستندات قرآنی و روایی و فقهی این مواد در بیاورند و در حقیقت محور شود برای یک فقه نظام‌مند تخصصی که می‌تواند منشاء اثر باشد. یعنی دیدگاه متفق را نسبت به خانواده باز می‌کند؛اهداف و فلسفه تشکیل خانواده را مطرح می‌کند که اینها از مسائل متفق علیه بین فریقین است، تابرسد به مسائل عملی یا مسائل کاربردی فقه خانواده،از زمان خواستگاری شروع شود تا احکام مترتب بر خواستگاری، احکام عقد، تشکیل خانواده، حقوق متقابل زوجین، و حقوق کودک در خانواده و مباحث مربوط به انحلال خانواده و کلیه مسائل مربوط به حمایت خانواده.

 در بحث فقه خانواده چند مبحث اساسی داریم، خودمان در بحث نظام خانواده آمدیم در آن تخصص خانواده سه تا حوزه را از هم تقریباً‌ جدا کردیم اینها حوزه‌های اساسی بحث قرار داده شده‌اند حوزه تشکیل خانواده، حوزه مدیریت خانواده و حوزه انحلال خانواده در این سه حوزه ما خیلی راحت‌تر می‌توانیم مباحثی را پی‌گیری کنیم...

در حوزه تشکیل و انحلال و مدیریت خانواده طبیعتاً بین فریقین مشترکات فراوانی است، یعنی اهداف تقریباً یکی است.احکام اینکه ازدواج و عقد باید مشروع باشد یا ملک یمین غیر از این ما چیزی نداریم.

 اینکه ازدواج چگونه شکل می‌گیرد، باز مشترکات فراوان هستند؛ اختلاف جدی که بین فریقین است در بحث اشهاد بر نکاح است، آنها الزام و واجب می‌دانند، ما می‌گوییم مستحب است. لازمه‌اش این است که بدون اشهاد بر نکاح، می‌شودازدواج انجام بگیرد و ازدواج مشروع است وآثار شرعی برآن بار می‌شود.

 در مبحث طلاق هم باز بحث اشهاد مطرح می‌شود که در اشهاد بر طلاق ما به‌طور الزامی اشهاد را مطرح می‌کنیم و بدون اشهاد در طلاق اصلاً طلاق محقق نمی‌شود در حالی که آنها اینجا کوتاه می‌آیند و اشهاد در طلاق را لازم نمی‌دانند و همین‌طور برخی دیگر از شرایط مهمی که در طلاق مطرح می‌شود.

 در فقه امامیه تقید آنها به این شرایط عملاً از بین رفته، به مرور زمان اختلاف در اشهاد و نکاح و اشهاد در طلاق آثار منفی بار آورده به گونه‌ ای که در بعضی از کشورها رو آورده اند به فقه شیعه.

 در مسئله‌اشهاد بر طلاق یا سختگیری در مسئله‌ طلاق، آثارش این بود که در تشکیل خانواده طرف را به شرایط سختی ملتزم وادار می‌کنید، نتیجه این سختی این می‌شود که یک جوان یا یک کسی که می‌خواهد اقدام به ازدواج کند با احساس سنگینی شرایط از ازدواج عقب نشینی می‌کند، عملاً ازدواج سخت می‌شود و طلاق صادر می‌شود، چون به راحتی می‌شود طلاق داد یا طلاق ثلاث انجام داد و نتیجه‌این روند این می‌شود که تشکیل خانواده با مشکلاتی روبرو ‌شود، در حالیکه انحلال خانواده و از بین رفتن رابطه زوجیت به راحتی انجام می‌شود.

 در فقه امامیه چطور؟ در حالیکه تسهیل ازدواج در فقه امامیه و سختگیری در طلاق در فقه امامیه لازمه‌اش این است که تشکیل خانواده بشود یک امر ساده و راحت که تخریب خانواده و رو آوردن به طلاق کاری بسیار سختی می‌شود که عقبه‌های گوناگون خواهد داشت. در نتیجه دو تا رویکردبین فریقین خیلی مهم و قابل و توجه است.

حجت‌الاسلام و المسلمین انصاریان

السلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا و شفیع ذنوبنا حبیب الهی العالمین ابی‌القاسم محمد و علی اهل‌بیته الطیبین الطاهرین.

مقدمه

درجلسه ای آقای دسوقی استاد دانشگاه الاظهر در ضمن صحبت‌هایش مطلبی را فرمودند و آرزو داشتندامامیه یک مقدار انفتاح بیشتری داشته باشند بر سایر مذاهب، بنده در آن جلسه به ایشان عرض کردم که امامیه از قدیم انفتاح بر سایر مذاهب داشتند،البته ایشان غریب از فقه امامیه نبود، مطالعات وآشنایی با شیخ طوسی و ... داشت.

 گفتم: شما می‌دانید که شیخ طوسی و سید مرتضی، محقق، علامه‌ حلی و... همه سباق بودند در علم الخلاف اما نمونه‌های اینها در بین اهل‌سنت نادر و کم است. بعد مطلبی را برای ایشان گفتم که مقتبس بود از فرمایش استاد آیت‌الله سبحانی در مقدمه تحریر پنج جلدی علامه که مؤسسه ایشان چاپ کرده است. مطلبی را از رسالة الاسلام زمانی که مسئله‌ تقریب و ... در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی مطرح بوداین مجله در قاهره هم چاپ می‌شد،ایشان مطلبی را از یک مقاله نقل کرده بود که آن مقاله در باره‌ی تذکره‌ علامه حلی نوشته بود خلاصه‌آن مقاله این است که کتاب‌های شیعه‌امامیه در دو محبث قرار گرفته اند،یعنی در دو زندان.

زندان اول، این است که متأسفانه فقهای اهل سنت هیچ نگاهی به کتب شیعه نمی‌کنند نفیاً واثباتاً‌، و اساتید اینها به شاگردان یادآوری نمی‌کنند که یک همچین چیزی هست شاگردان هم بر طبق تعالیم اساتید هیچ خبری از کتب شیعه ندارند.

زندان دوم، گفتم: شیعه نیز کتاب‌های‌شان را به روش جدید چاپ و در دسترس دیگران قرار نمی دهند که ازآن استفاده کنند.ایشان مقداری تامل کردند بعد گفت: بله حالا دست‌های سیاست و ...

غرض این که الحمدلله امامیه در مسئله مقارنه سباق هستند و این سباقیت که از هزار سال پیش بوده لازم است در این زمان تبلور بیشتری داشته باشد و بیشتر مورد عنایت قرار بگیرد.

علمای شیعه و اهل‌سنت مطلبی را ذکر می‌کنند به نام قاصد خمسه، که مرحوم آقای طباطبایی در تفسیرش این مطالب را ذکر کرده.

 مقاصد خمسه چیست؟

 اول، حفظ دین است. هر شریعتی که آمده سعی کرده که دین محفوظ بماند، آنچه که دین را تهدید می‌کند از بین ببرد و آنچه که دین را ماندگار قرار می‌دهد بگذارد.

مقصد دوم، حفظ نفوس است. همه‌ شرایع تأکید کردند بر حفظ نفوس و قتل را تحریم کردند و مسئله‌ قصاص هم در شریعت ابراهیم و شریعت موسی بوده است.

 راه‌ها و روش‌هایی که برای حفظ نفس هستند قصاص و دیات و... راه و روش‌هایی است که الآن متعرضش نمی‌شوم.

سوم، خفظ عقول است. شرایع آمده است که عقول را حفظ بکند آنچه که سبب زوال عقول می‌شوند آنها را از بین ببرند، باآنها مبارزه بکنند، مثل منع از مخدرات و شرب خمر و...

چهارم،‌ حفظ نسل و نسب است.

مقصد پنجم، حفظ اموال است که همه‌ی شرایع تأکید دارند بر حفظ اموال. برمقاصد خمسه همه شرایع تأکید بر حفظ آنها دارند.

درمقصد چهارم که حفظ نسل و نسب است بحث است، حفظ نسل و نسب،‌ حفظ نسل یعنی توالد انسان‌ها، توالد نسل بشری که منقرض نشود.

 حفظ نسب‌ها، حفظ انتساب‌ها؛ زید به جه کسی منتسب است؛ به عمر، عمر به جه کسی منتسب است، این آباء و ابناء و امهات و اولاد و اینها همه باید حفظ بشود، جامعه غیر منضبط از نظر انساب مثل حیوانات است که در جنگل‌ها زیست می‌کنند، ضابطه‌ ای برای حفظ انساب ندارند، حفظ نسل‌شان هم به طور غریضی انجام می‌گیرد. اما شرایع تأکید کردند، راه و روش‌هایی را از طرف خداوند تبارک و تعالی آوردند برای حفظ نسل و هم برای حفظ نسب. این کار به وسیله‌ی تشکیل خانواده انجام می‌گیرد؛ یعنی هم حفظ نسب می‌شود هم حفظ نسل. بنابراین، همه شرایع روی مسئله خانواده تأکید کرده است ازجمله شریعت اسلام. آیاتی که در باره‌ی خانواده، نکاح،ازدواج و تناسل آمده است، لذا برای تشکیل خانواده ضوابط و قواعدی قرار داده شده است.

 مسئله‌ ای را جناب آقای حکیم اشاره فرمودند ‌و آن اینکه؛ محکماتی داریم و یک موارد اختلاف. یکش این است که همه مذاهب اسلامی اتفاق دارند به اهمیت تشکیل خانواده، بر حرمت خانواده، قرار دادن قیود و شروط برای خانواده، در انحلالش، در مقابل اینکه از هم بپاشد.

 بنابراین، این مسئله از محکمات است. اما مسئله‌ی که اختلافی است اختلاف در تطبیق است. باید ببینیم این اختلاف نظرها منشاءشان چیست؟ روی اینها بحث شود.

 ما که می‌خواهیم فقه مقارن خانواده را داشته باشیم و یاد بگریم و با طرف مقابل بحث بکنیم باید ببینیم فوارق چیست، هم محکمات را باید بدانیم و هم فوارق را. آن فوارق که مشکل‌زا هستند چیست؟ مثال‌هایی ایشان فرمودند؛ مثلاً مسئله‌اشهاد بر نکاح و عدم اشهاد بر طلاق،از نظر فقه امامیه اشهاد بر اصل واجب نیست بلکه مستحب است.

 دو مسئله داریم یکی مسئله‌اشهاد است، یکی مسئله اعلال.اشهاد یعنی دو شاهد عادل گفتن برای عقد نکاح. اعلان و اشعار علنی کردن نکاح است که با سروصدا و با ولیمه باشد که مردم بداند یک ازدواجی بین فلان و فلان انجام گرفته؛ «اعلنوا هذا النکاح.» این نکاح را اعلان کنید،اشعار کنید، همه بدانند. هردویش مستحب است هم اشهاد و هم اشعار نکاح.

امام باقر(ع) میفرماید: تعلیل استحباب اشهاد بر عقد برای حفظ نسب‌ها و مواریث است.اینکه عقد به خودی خود صحیح است، باطل نیست. اما سایر فرق معظم قائل‌اند که در نکاح اشهاد واجب است. دلیل آن را روایتی از پیامبر(ص) نقل می‌کنند که در عقد هم اشهاد وهم اشعار بشود یعنی هر دو را جمع کردند.

 بنا بر امر پیامبر(ص) گفتند که بایست اشهاد باشد و اشهاد واجب می‌شود. البته مالکیه عقد اشهاد را واجب نمی‌دانند، بر دخول اشهاد را واجب می‌دانند یعنی هر وقت بخواهد ضفاف بشود می‌خواهد برود دخول بکند در آن زمان واجب است که اشهاد بشود. اما امامیه اشهاد را مستحب می‌دانند. در طلاق قضیه برعکس است؛ امامیه در طلاق شروط سختگیرانه دارد یکش اشهاد بر طلاق است یعنی طلاق یکی از شروط صحت و انعقادش این است که در حضور شاهدی عادل باشد، دو شاهد عادل باید باشند که طلاق را بشنوند، حالا خصوصیاتش جای خودش که چطور آن مطلقه را بشناسند به طور عموم، خصوص این جای خودش؛ پس اگر بدون اشهاد طلاق واقع شد طلاق صحیح نیست. اما اهل سنت شاهد نمی‌گیرند.

 در آیه دوم سوره‌ طلاق[2] که شهادت طلاق است حمل می‌کنند بر رجوع، وقتی که می‌خواهد در عده رجوع بکند آن وقت نیاز به شهادت دارد، کما اینکه نکاح خودش نیاز به شهادت داشت،اینجا کانه رجوع مثل یک نکاح جدیدی است، پس آنجا هم نیاز به شهادت دارد...

 یکی از مشکلاتی که دامنگیر مذاهب اهل سنت شده مسئله‌ طلاق ثلاث است که این طلاق ثلاث بحمدالله در مذهب ما طلاق ثلاث در مجلس واحد کلاً باطل است. ‌ چون که طلاق ثلاث یک مرتبه بینش رجوع می ‌شود که آن صحیح است. اما اگر سه طلاق در مجلس واحد شد این را فقهای ما اغلب می‌گویند که باطل است، و بعضی‌ها می‌گویند صحیح است و یک طلاق واقع می‌شود، طلاق ثلاث واقع نمی‌شود. اما اهل‌سنت طلاق ثلاث در مجلس واحد را صحیح می داند و در مجامع سنی مذهب مشکل ایجاد کرده است.

‌ من باب نمونه آقای البداش مصری می‌گوید: ثم اتفق لی لما شغلت منصب القضا فی مصر الوکل الیّ فی العوام خمس ستین الی سبع ستین میلادی (65 میلادی تا 67 میلادی یعنی پنج سال قبل از انقلاب تا سه سال قبل از انقلاب) الفصل فی قضای الاحوال الشخصیه للمسلمین و المسحین فی احدی مدن اسعید (سعید یک منطقه‌ی هست) و هی مدینة هممب (نزدیک حبشه است و اسماءشان هم مثل آنجاست) فی محافظت اسوان (که آن سد بزرگی اسوان آنجا هست) حیث یتعایش المسلمون و المسحیون فی سلام الاجتماعی (آنجا مسیحی‌ها و مسلمانا‌ها در یک آرامش بدون دعوا زندگی می‌کند) و احترام المتقابل (اما ببینید حالا چکار کرده‌اند) فالتفق لی عن عرضت علیّ فضیة التطبیق بین المسیحی و المسیحیة (تا اینکه یک قضیه‌ی را برای من آوردند که فضیه طلاق بین یک مسیحی و یک مسیحیه زن و شوهر مسیحی) و کان مبنی الدعوی التی اقامه الذوج علی الذوجه هو الزنا (مبنای اقامه دعوای زوج الزوجه که می‌خواهد او را طلاق بدهد چی هست متهم کرده بود زوجه را به زنا) و الصعب الوحید لفصل العروة الزوجیه عند الاقباط الارتدکس و السبب الواحد (اقباط که الآن هستند قبطی‌های که ارتدکس هستند یگانه راه طلاق پیش آنها این است که زن زنا بکند اگر زن متهم به زنا شد و زوج توانست اثبات بکند این می‌تواند زن را طلاق بدهد این یگانه راه است) و کان القانون ینص علی ان القاضی عند نظر الدعاوی بین المسحین یحضر معه رجل الدین المسیحی (قانون هم این را اقتضا می‌کند که هرگاه اختلاف بین مسیحیان شد و قاضی می‌خواهد قضاوت بکند باید عالم مسیحی هم کشیش وجود داشته باشد) و کان قصص الذی حضر معی عن جلسة یرجوا علیه التوتر و الازعاج مما یرمی به المدعی الزوج زوجته المدعی علیها (این کشیش مسیحی خیلی ناراحت شده بود از اینکه چرا این زوج می‌خواهد برای طلاق زوجه‌اش را متهم به زنا ‌کند خیلی ناراحت شده بود) فاشفقت علیه مما یعانی (دیدم خیلی ناراحت است من هم ناراحت شدم برایش) و اردت ان اداعبه (می‌خواستم که باهاش شوخی بکنم که یک خرده از این حالت خستگی بیرون بیاید) فقلت له هل لستتعتم عن طبحة عن طریق بخفیف الانفلاق فی مسئلة الطلاق بحیث یستطیع الزوج عندکم ان یطلق من غیر حاجت الی اتهام زوجتی بالزنا (آیا سعی نکردید که یک راه دیگری برای طلاق پیدا کنید الا اینکه بیایند زوجه را متهم به زنا حالا ببینید جواب کشیش چی هست؟) فجاء رد الرجل سریعاً‌ منفعلا قائلاً (کشیش زود جواب داد با حالت ناراحتی) أترید ان تجعل الطلاق عندنا مثل ما عند المسلمین حیث تطلق المرئة من غیر الموارد (آیا می‌خواهید طلاق پیش ما مانند طلاق نزد مسلمان‌ها باشد که بدون ضبطه طلاق می‌دهند، حالا قبل از ادامه‌ی کلام من از دو واسطه مستقیم از لورداش شنیدم این یک قضیه‌ی دیگری که به نظرم می‌آید حالا اشتباه نکرده باشم آن مسئله طلاق را مطرح کرده بود کشیش مسئله طلاق ثلاث را احتمال می‌داد این‌طوری حالا اگر خطا نکرده باشم) فترکت حال العبارة اثرها العمیق فی نفس الدمرداش. (این آقای دمرداش از این خیلی ناراحت شد از این مسئله که چرا یک مسیحی بگوید در بین شما مسلمان‌ها طلاق بی‌ضابطه هست ؟؟؟؟ یک صدمه‌ی دید که احتمالش را نمی‌داد) ذهب مستشار دمرداش (این مستشار آقای دمرداش بعد از این که این صدمه را دید) بعد؟؟؟؟ (ابو ظهره یک از اساتید جامعة الاظهر بود که شخص محترمی بود و خیلی آدم روشنی بود کتابی دارد الامام الصادق خیلی آدم روشنی بود) ذهب الی فضیلة المرحوم الشیخ ابوالظهر و کان استاداً له (مستادش بود)فی کلیة حقوق در دانشگاه فقوق) و شتی الی قواعد الطلاق فی متن الی ابی حنیفه (و او شکایت کرد قواعد طلاب را در مذهب ابو حنیفه) فکان جواب الشیخ ابو ظهره (جواب شیخ ابو ظهره این بود؛ آن ناقل مستقیم یک چیزی را اضافه می‌کرد این را یادم نمی‌رود که این آقای دکتر حسام مستبصر یمنی که مباشرتاً از آن برای من نقل کرد گفت: رفتم پیش ابو ظهر، از دانشگاه می‌آمد، عصا هم دستش بود، می‌لرزید، پرسیدم این جواب را داد، گفت: یا ولدی لو کان الامر بیدی ما جاوزت فی القضا و الفتیا مذهب الامام الصادق (می‌گوید اگر امر دست من بود در قضا، در فتوا از مذهب امام صادق تجاوز نمی‌کردم یعنی از آن مذهب امام صادق به مذهب دیگر معتقد نمی‌شدم عمل بکنم بر طبق او عمل می‌کردم. ثم و ... الی ان یعود الی احکام طلاق ... (گفت: در مسائل طلاق بر گرد به مذهب اهل‌بیت) فراجع مصادر مذهب جعفری فتبین نری ان الطلاق عندهم لا یقع الا بشروط و ضوابط (می‌گوید رفت مطالعه کرد کتاب‌های مذهب جعفری را دید آنجا همین‌طور گتره‌ای نیست شرایط و ضوابطی دارد) فقال فی نفسه سبحان الله کیف ذا بهذا عن فقها خلفو مذاهب یدین بها الناس و ... و یصبح بها الحلال حراماً و الحرام حلالاً‌ (چطور این فقها یک چیزهای گفتند و مردم را هم وادار کردند از اینها تبعیت بکنند که چیزهایی که حرام است حلال بشود و چیزهایی که حلال است حرام بشود.) فتال تالی الو محط جاده وضعت مع نفسه ثم التفق له عن قرء کتاب المبوعة ... (که مال محقق حلی است که آن شیخ حسن بابوری که وزیر وقاف مصر بود در وقتش اجازه تدریس داد که الآن در جامعه الاظهرتدریس می‌شود به عنوان فقه شیعه.

 مجامع اهل‌سنت خیلی مبتلا هستند. نگویم که ما هم مبتلا به مسائل طلاق هستیم و شیوع دارد، این از نظر مسائل فقهی نیست کثرت طلاق در بین ما از کثرت مشاکل اجتماعی است باید کسانی دیگر متکفل حل آن بشود فقط فقه نیست که حلال این مشکلات است.

بنابراین، ما چه وظیفه داریم؟‌ وظیفه داریم فقه‌مان را شسته رفته برسانیم به دیگران. و الله قبول می‌کنند. و الله استقبال می‌کنند. گیرم که خیلی از این دشمنان و از این وهابیها آن چیزهای بد خودشان را هم می‌آیند می‌چسپانند به شیعه، مسئله‌ازدواج موقت را چقدر تبلیغات می‌کنند. نوشته‌ای را دیدم گفته بود که ما اصلاً جهاد النکاحی نداریم، مال شیعه است؛ مال متعه است، مال صیغه است. می‌رسانند به رستم و... اینقدر بی‌حیا، می‌گویند قبل از صفوی‌ها ایران سنی بودند، فرض کنید که رستم و اینها قبل از آن نبود بعد از صفویه برای شیعه برنامه نکاح موقت آمد واز این حرفهای مزخرف.

  برادران شما مسئولید در جاهایی که زندگی میکنید شسته رفته مذهب اهل‌بیت(ع) را با منطق و دلیل برسانید.

 البته مطالب دیگری هم داشتم مثل کیفت اجتهاد در مسائل تساهل در تشریع، تساهل در تطبییق، (اینجا خلط می‌شود) گاهی اوقات تساهل در تشریع را با تساهل در اجرا خلط می‌کنند، دین خدا سهله وسمحه است. امام باقر(ع) می‌فرماید: «و إنّ الدین لأوسع‏ ما بين السماء و الأرض‏ و إن الخوارج ضيقوا على‏ أنفسهم» دین خیلی سمیح است وسیع است خوارج بر خودشان تضیق کردند، اما این معنایش این نست که ما بیایم در همه جا این مبانی را سست و متزلزل بکنیم اینها دو مقوله‌ جداست. می‌خواست که این مطلب را باز کنم وقت نیست. والسلام علیکم...



[1]. تحف العقول، ص ۲۴۳.

[2] . فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشهْدُواْ ذَوَىْ عَدْلٍ مِّنكمُ‏ وَ أَقِيمُواْ الشَّهَادَةَ لِلَّهِ


٠٩:١٧ - شنبه ٢٩ آذر ١٣٩٣    /    شماره : ٥٧٢٩٢    /    تعداد نمایش : ٥٦١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





بازديد کنندگان اين صفحه: 71484 بازديدکنندگان امروز: 35 کل بازديدکنندگان: 3425139 زمان بارگذاری صفحه: 1/0469
قم چهار راه شهدا خیابان حجتیه تلفن 37182125-025 - تمامی حقوق این سایت برای مجتمع آموزش عالی فقه محفوظ است.