جستجو
جستجوی پیشرفته
English | فارسی | Urdu | Az | العربی
صفحه اصلی > مدیریت و معاونتها > معاونت پژوهش > همایشها و نشستها 


  چاپ        ارسال به دوست

نشست رسالت روحانیت از دیدگاه شهید مطهری (ره)

نشست رسالت روحانیت از دیدگاه شهید مطهری (ره) با سخنرانی آیت الله محسن اراکی برگزار شده در تاریخ 1386/02/13


رسالت روحانيت، از ديدگاه شهيد مطهري(ره)، همان رسالت انبيا است. و چالش‌‌هاي فراروي روحانيت معاصر، در اين راستا قابل بررسي است. يک روحاني کامل، به پيروي از پيامبران و امامان معصوم در برابر چالش‌هاي فراروي خويش به چه شيوه بايست عمل کند؟

استاد شهيد، در برابر دو نوع چالش در عرصه‌ نظر و ديگري در عرصه‌ عمل ـ که اينک نيز تداوم دارد ـ قهرمان مبارزه بود:

چالش نخست در عرصه نظر، در تحريف اسلام و چالش دوم در عرصه‌ عمل، در تحريف جايگاه اسلام و روحانيت در زندگي مردم جلوه‌گر شد. امام خميني، معلم بزرگ معارف و مبارزه در برابر اين چالش‌ها و احياگر اسلام و هويت اسلامي در عصر حاضر بود.

مکتب‌هاي التقاطي كه در برابر منطق اسلام ناتوان بودند و ياراي ايستادگي آشکار در برابر آن را نداشتند در عرصه نظر راه التقاط و تحريف و «يؤمن ببعض و يکفر ببعض» را در پيش ‌گرفتند. پوسته را نگه‌داشتند و مغز را فرونهادند و در عرصه عمل، اسلام را از محيط زندگي بشر جدا کردند.

با پيروزي انقلاب، جريان عظيمي به وسيله‌ امام و مکتب او در جهان به وجود آمد كه چالش‌هاي بين‌المللي بزرگي به همراه داشت. در روزگار شهيد مطهري، هنوز اين چالش‌ها بين‌المللي نبود. شهيد مطهري پرچمدار مبارزه عليه التقاط و تحريف بود و اين جريان، جهاني نبود، اما امروز چالش‌ها بين‌المللي است. مهم‌ترين چالش‌هايي را که امروزه اسلام و روحانيت در ايران، مصر، عربستان، مراکش، پاکستان، افغانستان، خاور دور، خاور نزديک و ... با آن روبه‌روست، مي‌توان در پنج عنوان خلاصه كرد: سه مورد آن چالش‌ها نظري و دو مورد آن چالش‌هاي عملي است. چالش‌هاي نظري از اين قرارند:


1. تحريف فکري

اين تحريف شامل تحريف در محتوا و روش است. مقوله جدايي دين از سياست يا ‌جدايي دين از دنيا يا تفكيك دين و ارزش‌هاي ديني از فرهنگ و اقتصاد همگي نمونه‌هايي از اين تحريف‌اند. ادعا مي‌کنند، دين در حوزه سياست و اقتصاد و ... سخني براي گفتن ندارد و تنها به بيان کليات بسنده کرده است. حضرت امام مي‌فرمود: اين‌ که مي‌گويند دين فقط احکام عبادي است بيايند فقه ما را ببينند که اغلب ابواب آن غير عبادي است.

نخستين گام براي رويارويي با اين دست از تحريفات، آشنايي ژرف و فراگير با تفکر ناب اسلامي است. هرگونه کوتاهي در اين عرصه ما را ناتوان خواهد کرد.

در زمينه تحريف در روش مي‌گويند: فهم متن ديني ضابطه و قانون ندارد. و هر کس به هر شيوه و با هر پيشينه و با هر برداشت و با هر طرز تفکر و قرائتي حق تفسير متن ديني را دارد و قرائت‌ها از نظر اعتبار و ارزش منطقي، يکسان‌اند.

در حالي كه فهم متن منطق خاص خود را دارد، همان‌گونه که انديشه، منطق دارد، زبان و گفتار نيز منطق دارد. همان‌گونه که انديشيدن خارج از روش منطقي ناصواب است، فهم زبان و مقولات زباني و گفتارها خارج از منطق زبان، تحريف و خارج از منطق تفاهم است.

يكي از وظايف علمي حوزه‌ها تحقيق و بحث دربارة منطق زبان است. در مباحث الفاظ بايد پاسخ‌ پرسش‌هاي نهفته درباره‌ منطق زبان را فراهم کنيم. منطق زبان يکي از دستاوردهاي مهم حوزوي ما است. علم اصول، در زمينه‌ منطق زبان، دستاوردهاي بسيار ارزشمندي دارد که ديگران از آن بي‌خبر‌اند. تحقيقات حوزوي ما درباره‌ مطلق و مقيد، عام و خاص، حاکم و محکوم، وارد و مورود، نسبت بين الفاظ و معاني، مفردات و جمله و نسب بين قضايا و ... نمونه‌اي از مباحث بالقوه منطق زبان در علم مباحث الفاظ است.

رقباي ما در عرصه انديشه و نظر، با روش بايکوت و محاصره و به‌حاشيه‌ راندن گسترده، با ما مي‌ستيزند. اين شيوه افزون بر اين‌كه شيوه‌اي اخلاقي نيست از فقر فكري عميقي در جبهه رقباي فكري ما حكايت مي‌كند.
اين جانب ادعا مي‌كنم: در تمام کشورهاي اسلامي و جهان سوم، بلکه در تمام جهان، به استثناء چند شهر برجسته، در هيچ‌جا فکر و انديشه‌ به ميزان توليد آن، در قم نيست. در حالي كه مخالفان تفكر ديني ناب سيستمي را به دنيا تحميل كرده‌اند که در آن، اين انديشه اجازه‌ حضور ندارد. فكر نمي‌كنم اين شيوه كه امروز با کتاب و محصولات فكري حوزه قم به راه افتاده است در جايي از تاريخ نظر و سابقه داشته باشد. بايد فرياد مظلوميت اين انديشه را به گوش دنيا برسانيم، بايد دنيا بداند مخالفان تفكر ناب ديني نه تنها در عرصه‌هاي جنگ و ستيز نظامي زن و كودك و پير و عليل‌ها را هدف آتش كينه خود دارند و هيچ ارزش و مرزي را در اين زمينه رعايت نمي‌كنند، كه در عرصه نبرد و مقابله فكري نيز با همين شيوه رفتار مي‌كنند. كتاب و انديشه شيعي و محصولات فكري قم در بسياري از كشورها ممنوع الورود است. همه مي‌دانيد در نمايشگاه‌هاي كتاب تهران همه نوع كتاب عرصه مي‌شود، در كتابخانه‌هاي ما همه نوع كتاب وجود دارد، موسسات ترجمه و نشر ما هر روز ده‌ها كتاب خارجي با انديشه‌هاي مخالف روانه بازار كتاب ما مي‌كنند؛ اما در طرف مقابل در كشورهايي كه تحت سلطه سياسي رقباي فكري ماست كتاب ما اجازه حضور و انتشار ندارد، شبكه‌هاي توزيع كتاب كه غالباً در قبضه باندهاي تجاري تحت سلطه رقباي ماست به كتاب و مجله ما اجازه حضور در شبكه توزيع جهاني يا محلي نمي‌دهند.

سه ماه قبل نمايشگاهي در سودان برپا شد. بعضي از کتاب‌فروشي‌هاي ايراني در آن شرکت کردند. تنها به دليل حضور چند كتاب كه با افكار رقباي ما سازگار نبود، آن غرفه‌ها را تعطيل کردند.

کتاب ما در عربستان سعودي و بسياري از كشورهاي عربي، بلكه غيرعربي تحت سلطه رقباي فكري اجازه حضور ندارد. در بسياري از دانشگاه‌هاي غرب که خود را مهد تمدن و آزادي مي‌دانند، با انديشه اسلامي ناب، برخورد مي‌شود. من به بعضي از آن‌ها گفتم: چرا وقتي يک دانشجو مي‌خواهد در رابطه با فلسفه اسلامي مثلاً حرکت جوهري از ديدگاه ملاصدرا ـ که مطلبي مخصوص ملاصدراست و منابع و دانش آن را تنها ما داريم ـ مراجعه به رفرنس‌هاي غربي را شرط پذيرش تلاش علمي دانشجو قرار مي‌دهيد و اعتبار علمي آن را بدون استناد به منابع غربي زير سوال مي‌بريد؟

ما به رقباي غربي ـ که ادعاي طرفداري از علم و آزادي مي‌کنند ـ مي‌گوييم: چرا حاضر نيستيد متفكران و فيلسوفان ما را به عنوان متفكر و فيلسوف بشناسيد در حالي كه افراد ناآشنا با فلسفه و انديشه اسلامي را تنها به دليل اين‌كه از طرز تفكر شما تقليد مي‌كنند به نادرست فيلسوف و متفكر و نظريه‌پرداز اسلامي معرفي مي‌كنيد؟


2. پرسش‌هاي نو


پرسش‌هاي نويي که دربرابر حوزوه‌ها مطرح شده نياز به پاسخ علمي، منطقي، متين و متناسب با نياز دارد. متفکر حوزوي دو عنصر را بايد در اين پاسخ‌ها رعايت کند:
1. عنصر اصالت؛
2. عنصر نوآوري و تناسب با نيازها.

نظام فکري شهيد مطهري بر اين اساس استوار بود. ما مؤظفيم انديشه‌اي را که در متون ديني ماست، به تناسب نياز، قالب‌ريزي و عرضه کنيم. لذا بايد نيازها و ظرفيت‌ها و پرسش‌ها و شرايط زمان را بدانيم تا بتوانيم قالب‌هاي مناسب براي انديشه‌هاي ناب فراهم کنيم؛ زيرا پاسخ درست، در قالب نادرست، پاسخگو نيست.


3. افزايش انتظارات

پيش از انقلاب، و پيش از حکومت اسلامي، دنيا در برابر يک جريان اجتماعي ـ فرهنگي عظيم ديني قرار نگرفته‌ بود. آن موقع انتظارات محدود بود، امروز انتظارات گسترده است. رييس جمهور ‌فرمود: «حوزه‌ها تلاش کنند نظام اقتصادي ما را درست کنند». آن زمان چنين انتظاري از حوزه نبود. اگرچه جا دارد از جناب رياست‌ جمهوري بپرسيم: چرا ساز و کاري که حوزويان بتوانند در عرصه پاسخ‌گويي حضور يابند فراهم نمي‌کنيد؟ دولت و امکانات و تشکيلات در اختيار شما است. ساز و کار را شما طراحي کنيد. عالم حوزوي که نمي‌تواند بيايد در وزارت‌خانه و ابتدا به ساكن به شما طرح بدهد.

در عرصه فرهنگ انتقادهاي بسياري داريم. ما معتقديم بسياري از بخش‌هاي سياست‌هاي فرهنگي با ويژگي‌هاي ديني ما منطبق نيست. ساز و کاري فراهم کنيد که حوزه پاسخ‌هاي آماده خود را بتواند به گوش شما برساند و به برنامه‌هاي اجرايي تبديل کند. ساز و کار بهره‌مندي از تفکر حوزه، کار حوزه نيست. کار دولت است.

در دنيا نيز انتظارات از حوزه فراوان شده. امروزه مسلمان آمريکايي، اروپايي و ... از حوزه‌ انتظار پاسخ‌گويي به نيازها و عرضه نظام زندگي مناسب با شرايط و روابط زندگي خويش را دارند. بايد خودمان را براي برآورده کردن اين انتظارات آماده کنيم. ما در عرصه عمل با چالش‌هاي فراواني نظير آنچه در ذيل مي‌آيد روبرو هستيم:


1. فقدان تشکيلات در روحانيت

روحانيت بايد تشکيلات داشته باشد. روحاني‌اي که به آفريقا و چين و ... مي‌رود بايد رابطه‌اش با مرکز رهبري روحانيت تعريف شده باشد. ما بايد شبکه‌ به هم پيوسته‌ مبلغين روحاني داشته باشيم. اين‌ که يک روحاني بدون پشتيباني براي تبليغ به جايي برود و کارش با روحاني ديگري که براي تبليغ به همان منطقه يا شهر مجاور مي‌رود، هماهنگ نباشد، نادرست است. ما در برابر چالش‌هاي مهمي قرار داريم. عليه هويت و موجوديت ما مي‌جنگند. ما چگونه مي‌توانيم در چنين شرايطي بدون انسجام و هماهنگي و تشکيلات و برنامه، وظيفه‌مان را خوب انجام دهيم.

مي‌خواهيم براي بشر زندگي نويي را طراحي کنيم و اين تنها يكي از وظايف سنگين ما است و ما بايد به تناسب وظائفي كه امروز بر عهده داريم، تشکيلات خود را سامان بدهيم.


2. رخنه در سازمان و تشكيلات روحانيت

در بعد تشکيلاتي يکي از خطرناک‌ترين چالش‌هايي که ما امروز با آن مواجه‌ايم، خطر رخنه و نفوذ عناصر بيگانه و مخرب در سازمان روحانيت شيعه است، ممكن است در نتيجه عدم انسجام تشکيلاتي نظام روحانيت، در برابر اين خطر دچار آسيب‌هاي جبران ‌ناپذير شويم.

دستگاه‌هاي مخابراتي دشمن بنا دارند کاري که در رابطه با مؤسسات طالبان انجام دادند، نسبت به مؤسسات روحاني شيعه نيز انجام دهند. ببينيد در مؤسسات ديني اهل سنت چه کردند. برادران اهل سنت هوشيار باشند، امروز حوزه‌هاي علميه‌ اهل سنت، تحت تأثير مستقيم سازمان‌هاي جاسوسي آمريکا است. رگه‌هايي از تشکيلات مرتبط با سازمان‌هاي جاسوسي در حوزه‌هاي علميه‌ عربستان، مصر، پاکستان، افغانستان و حتي در سيستان و بلوچستان و ... نفوذ کرده و اين مجموعه‌ها را هدايت مي‌کنند و در مسيري که خواست آمريکا است قرار مي‌دهند. همين برنامه براي حوزه‌هاي شيعه نيز تدارک ديده شده است.

در سال‌هاي آينده ممكن است به تدريج به گروه‌ها و شبکه‌هايي به نام روحاني و عمامه به‌ سرهايي که کارمند سازمان سيا هستند برخوريم که در بعضي از نقاط دنيا به عنوان روحاني شيعه حضور پيدا ‌کنند، مرجع معرفي کنند، نظريات مذهبي تحريف شده به مردم ارائه ‌دهند و مردم را در مسيري که خواست دستگاه‌هاي جاسوسي آمريکا و انگليس و اسرائيل است، قرار دهند.

مراجع تقليد، مديريت حوزه‌ علميه، اساتيد، بزرگان صاحب نفوذ بايد براي مقابله با اين چالش جديد برنامه‌ريزي كنند و اقدامات لازم در جهت ايجاد مصونيت در سازمان روحانيت در برابر رخنه عناصر نفوذي را تدارك ببينند. ابتدا لازم است علامت‌ها، خصلت‌ها و نشانه‌هاي اين جريان نفوذي را بشناسيم، تا با شناخت نقاط آلوده و عناصر مشكوك از نفوذ آنان جلوگيري کنيم. بعضي از علايم اين جريان نفوذي چنين است:
1. به اختلاف مذهبي و قومي نظير جنگ شيعه و سني دامن مي‌زند.
2. مي‌گويد دين از سياست جداست.
3. مي‌خواهد ايران از ديگر شيعيان جدا باشد.
4. انديشه‌ تعدد قرائات را مطرح مي‌کنند.
5. با تقدس و نفوذ و محوريت روحانيت و مرجعيت مبارزه مي‌كنند.
6. خطر دشمن استكباري را كمرنگ و حس دشمن‌شناسي و دشمن‌ستيزي را در ميان جامعه مسلمين تضعيف مي‌كنند.
7. به جريان‌هاي مذهبي بدعت‌گذار نظير صوفي‌گري بها مي‌دهند و به ترويج آن مي‌كوشند.

بايد اين علامات را بشناسيم و به ديگران بشناسانيم و با نقاط آلوده به آن مبارزه و عناصر آن را بايکوت. و زمينه رشد و حضور آنان را تنگ کنيم.


3. تلاش در جهت انزوا و حذف روحانيت

اگر بتوانند روحانيت را منزوي و بدنام و رابطه‌ مردم با روحانيت و اعتماد آن‌ها به روحانيت را تضعيف مي‌کنند. اين کارها امروز برنامه‌ريزي شده انجام مي‌گيرد.

سوال: با توجه به قرائت‌هاي مختلف از دين و چالش‌هاي موجود در صحنه‌هاي بين‌المللي، نقش و سهم حوزه علميه‌ قم در پاسخ به اين چالش‌ها چقدر است و آيا توليد علم با وضعيت و امکانات موجود مؤثر خواهد بود؟

پاسخ: امروز فرصتي که براي حوزه‌هاي علميه فراهم شده، علي‌رغم همه‌ محدوديت‌ها، مانند جنگ و محاصره و ...، نسبت به گذشته بي‌نظير است. اگر دربي به روي ما بسته مي‌شود درب‌هايي ديگر باز مي‌شود. ما مي‌توانيم در دانشگاه‌هاي دنيا از طريق اينترنت و رسانه‌هاي گروهي حضور پيدا کنيم. به دليل توجهي که امروز از سوي قشر روشن‌فکر نسبت به اسلام وجود دارد و نيازي که آن‌ها احساس مي‌کنند و گوش‌هايي که در مجامع علمي دنيا به روي سخنان ما باز شده، فرصت ما از هر زمان ديگر، بهتر است. پس علي‌رغم اين‌ که دشمني از هر وقت نسبت به ما بيشتر است اما راه‌ها نيز بازتر است، به شرطي که از راه‌ها و ابزارها استفاده کنيم.

سوال: با توجه به وضعيت فرهنگي جهان اسلام و شناخت حضرت‌عالي از وضعيت کنوني جهان، چه توصيه‌اي براي طلاب غير ايراني داريد؟

پاسخ: مهم‌ترين و اولين ابزار ما در همه‌ زمان‌ها تقوا است. توجه به خدا را از ياد نبريم که اصلي‌ترين سرمايه‌ ما است.

ثانياً دانش فرا بگيريم. خسته‌شدن در طلب علم، عالي‌ترين لذتي است که يک طالب علم بايد ببرد. از تمام فرصت خود استفاده کنيد. علم اندک اما عميق، بهتر از علم فراوان سطحي است.

سوم اين که با دنيا، با محل کار و مردمتان آشنا شويد. کتاب‌هاي جغرافيا و تاريخ را بخوانيد. اوضاع سياسي کشور خود را دنبال کنيد.

چهارم اين که سؤالات ديني روز را دنبال کنيد که چه مطالبي امروز مطرح مي‌شود. تا توانايي شما در پاسخ‌گويي به مسائل روز افزايش يابد.

سوال: بعضي از اعاظم «عدم جدايي دين از سياست» را مغاير با دين مي‌دانند. نظر شما چيست؟

پاسخ: نمي‌دانم مرادتان از اين اعاظم چيست؟ کسي که مي‌گويد دين از سياست جداست، يا دين را نفهميده يا سياست را. سياست يعني اداره‌ امور مردم. دين هم آمده زندگي مردم را اداره کند. قرآن از زبان پيامبر اکرم مي‌فرمايد: «و اُمرت لاََعدلَ بينکم»

کسي که مسؤليت امور سياسي را به عهده مي‌گيرد هم بايد سياست ديني را بشناسد و هم در اجراي آن امين باشد.

سوال: امروزه در حوزه‌ها تحريفات زيادي انجام مي‌گيرد و حوزه بيشتر از دانشگاه تأثير مي‌گيرد تا اين‌که دانشگاه از حوزه تأثير بپذيرد.

پاسخ: اگر منظور از اين تأثيرپذيري اين است که حوزه، اصالت‌هاي فکري خودش را دارد از دست مي‌دهد، خير، چنين نيست. البته در هر حوزه‌ علمي تأثير و تأثر وجود دارد. ممکن است بعضي از متفکرين حوزوي سخني ناصواب بگويند، اما آن‌چه در حوزه توليد مي‌شود، فکري پابرجا و استوار است. زيرا مباني تفکر حوزوي، ريشه‌دار و منطقي است. اين امر انحرافات را به حداقل مي‌رساند.

سوال: يکي از رسالت‌هاي روحانيت در عصر حاضر آشنايي به زمان و عدم دوري از فرهنگ خويش مي‌باشد. توضيح بفرماييد.

پاسخ: هرچه جهان‌شناسي يک عالم ديني افزايش يابد توانايي او در ايجاد رابطه با مردم و پيش‌بيني نيازها و پاسخ به انتظارات مردم بيشتر مي‌شود. لذا آشنايي با زبان‌ها و تفکرات و فرهنگ‌هاي ديگر براي طلبه بسيار مفيد است.

سوال: ديدگاه واقعي و هدف نهايي شهيد مطهري در رسالت روحانيت چيست؟

پاسخ: اين است که روحانيت بتواند رسالت پيامبران را به دوش گيرند. «العلماء ورثة الانبياء» رسالت پيامبران تزکيه و تعليم است. روحاني بايد تزکيه و تعليم متناسب با روز را پيدا کند. پس بايد از علم ديني خود بهره بگيريم و معارف کتاب و سنت را بياموزيم تا بتوانيم تعليم کنيم. بعد بايد زبان و روش تعليم را بياموزيم. اولين گام در تزکيه ، تزکيه‌ خويش است. دومين گام اين است که ابزارها و راه‌کارهاي تزکيه را به تناسب عصر و محيط و زمينه‌هاي موجود، شناسايي کنيم تا بتوانيم موفق باشيم.

سوال: با توجه به تجربيات حضرتعالي و قائم مقامي مجمع جهاني اهل‌بيت، در نشر اسلام ناب در محدوده‌ داخل و خارج از ايران مهم‌ترين ابزار روحانيت در ايفاء نقش خود چيست؟

پاسخ: بيان رسا و دلنشين و مؤثر. ما بايد بتوانيم علم و انديشه‌ خود را در قالب خوب بيان کنيم. اما مهم‌تر از ابزار، محتوا است که بايد آن را تحصيل کنيم. منظور از بيان، تنها سخن نيست. هنر هم ابزار است. حوزه‌ علميه بايد مؤسسه‌ فيلم‌سازي و بخش هنر داشته باشد. مگر مي‌توانيم حوزه‌ علميه باشيم، اما ابزار و زبان هنر را بدهيم ديگران به كار گيرند؟ يکي از عقب‌ماندگي‌هاي ما اين است که به منبر بسنده کرده‌ايم. منبر با وجود آن‌كه ابزار و وسيله مهمي است، تنها ابزار نيست.‌ يكي از اولي‌ترين و اصلي‌ترين وظائف تبليغي ما کار در عرصه هنر است. اگر امروز رشته‌ تخصصي فقه و اصول داريم بايد فردا تخصص هنر تبليغي ديني داشته باشيم. به اين نمي‌توان بسنده کرد که آقا فيلم‌نامه‌اش را به يک روحاني بدهد، بعد وقتي تبديل به فيلم مي‌شود، همه‌اش ضد دين باشد. بدترين بدآموزي‌هاي فرهنگي را با امضاي روحاني ـ از باب رفع تكليف ـ در صدا و سيما به خورد مردم مي‌دهند. شما صد سال در منبر فعاليت داشته باشيد با يک فيلم نرگس بر باد مي‌رود. روح هنرمند بايد متشبه به روح ديني باشد تا بتواند کار هنري را خوب انجام دهد.

سوال: امروز تفکر حوزه،‌ تفکر تجربه‌اي است. با اين وصف، حوزه‌ها به تدريج به نهاد تجربه‌ فرهنگ بيگانه تبديل نمي‌شود؟

پاسخ: تجربه هميشه خوب است، ولي بحث بر سر اين است که شما از تجربه چگونه بهره ببريد. يکي از مهم‌ترين فنون، قدرت بهره‌برداري از تجربه‌هاست. بعضي‌ها اصلاً قدرت اين کار را ندارند. حضرت امير مي‌فرمايند: «ما اکثر العبر و اقل الاعتبار». فهم تجربه و حسن استفاده از محصول تجربه مهم است.

سوال: آيا حضور مجمع جهاني اهل بيت در کشورهاي اسلامي فعال است و علماي کشورهاي يادشده با مجمع ارتباط مستقيم دارند؟

پاسخ: در عراق، آيت‌الله آصفي حضور دارند، در افغانستان هم کارهاي زيادي انجام داديم، اما ارتباط، ضعيف است. و ظرفيت مجمع بيش از اين‌هاست. البته مجمع دولتي نيست و مردمي است و اهل علم بايد کمک کنند. مجمع هم مي‌تواند در خيلي عرصه‌ها مثل اعزام مبلغين ثابت و دائم و تهيه کتاب و نشريات و حمايت مقطعي از کارهاي فرهنگي ياري برساند.


١٤:٤٨ - يکشنبه ٢٤ ارديبهشت ١٣٩١    /    شماره : ١٨١٦١    /    تعداد نمایش : ٧٥٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





بازديد کنندگان اين صفحه: 79820 بازديدکنندگان امروز: 369 کل بازديدکنندگان: 3637422 زمان بارگذاری صفحه: 1/3594
قم چهار راه شهدا خیابان حجتیه تلفن 37182125-025 - تمامی حقوق این سایت برای مجتمع آموزش عالی فقه محفوظ است.