جستجو
جستجوی پیشرفته
English | فارسی | Urdu | Az | العربی
صفحه اصلی > مدیریت و معاونتها > معاونت پژوهش > پرتوی پژوهش 

ارسال سوالات دینی جهت پاسخگویی

عناوین پرسشها و پاسخها



  چاپ        ارسال به دوست

پاسخ به پرسش های دینی(104)

شمول و عدم شمول نعمت هدايت به همة مردم

 

پرسش: چرا خداوند متعال نعمت هدايت را شامل همة‌ مردم نكرده است. آية Pوَ لَوْشاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَO[1] را چگونه مي‌توان تفسير كرد؟

پاسخ: براي پاسخ به پرسش‌های ياد شده، باید هدايت را معنا کرد قلمرو آن را بيان نمود؛ سپس، اقسام هدايت را عنوان کرد و توضیح داد که مراد از هدايتی كه شامل همة مردم نمي‌شود، كدام هدايت است.

مفهوم‌شناسي

هدايت در لغت، به معناي ره نمودن، راهنمايي كردن،[2] ارشاد، بيان و نيز به معناي لطف[3] به كار رفته است؛ در اصطلاح علم كلام، تعاريف گوناگون از آن ارائه شده‌اند؛ معتزله، در تعريف آن گفته‌اند: هدايت، عبارت است از دلالتی كه به مطلوب مي‌رساند؛ برخي گفته‌اند: عبارت است از رهنمون بر راه كه به مطلوب مي‌رساند؛ خواه وصول به آن حاصل شود يا نه؛[4] يا عبارت است از رهنمون بر راهي كه از شأنش رساندن (به مطلوب) است؛ چه اين‌كه بالفعل رسيدن حاصل شود، چه نشود؛ و در تعريف ديگر آمده: راهنمايي بر راهي موصل است؛ حال موصل باشد يا نباشد.[5] آيت‌الله جوادي آملي در تعريف هدايت مي‌نويسد: «هدايت، برخورداري موجودي از كمالي است كه با نظم خاص و صحيحي به آن برسد؛ به ديگر سخن، برقراري ارتباط خاص ميان موجود و آيندة كمالي آن را هدايت مي‌گويند».[6]

اقسام هدايت

تفكر در آيات قرآن كريم و روايات منقول از پيامبر گرامي اسلام6 و ائمة معصومG و پژوهش در آثار انديشمندان مسلمان، نشان مي‌دهند كه هدايت گوناگون‌ دارد؛ هدایت، در يك تقسيم‌بندي كلي، به دو نوع ابتدايي و پاداشي تقسيم مي‌شود.

الف) هدايت ابتدايي

اين نوع هدايت كه از اوصاف كمالي حضرت حق است، در آيات قرآن كريم، با تعابير چون Pإِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ اما شاكِراً وَ اما كَفُوراO[7]، Pوَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِO، [8] Pهُدي لِلنَّاسO[9] و امثال آن، آمده است كه دو گونه است: هدايت تشريعي و هدايت تكويني.

1.هدايت تكويني

هدايت تكويني، به معناي اعطاي ابزار كمال و رساندن به هدف است؛[10] به عبارت ديگر، منظور از هدايت تكويني، رهبري موجودات توسط پروردگار، زير پوشش نظام آفرينش و قانونمندي‌هاي حساب شده جهان هستي است.

خداوند متعال، به حكم اين‌كه واجب‏الوجود بالذات من جميع‏الجهات و فياض مطلق است، به هر نوعي از انواع موجودات، در حدي كه براي آن موجود ممكن و شايسته باشد، عنايت دارد و آن‌ها را در مسير كمالشان هدايت‏ مي‏كند؛ اين هدايت‏، شامل همه موجودات است؛ از کوچک‌ترين ذرة‌شان گرفته تا بزرگ‌ترينشان و از پست‏ترين موجود بي‌جان گرفته تا عالي‏ترين يعني: انسان؛ از اين‌رو، قرآن، واژة «وحي» را همچنان كه دربارة هدايت‏ انسان به كار برده، دربارة هدايت‏ جمادات، نباتات و حيوانات نيز به كار برده است.

بنابراين، همة موجودات در اين جهان، به طور دائم در حركت و به سوي مقصودي روانند. اين حركت، بر اساس نوعي «ميل» و «كشش» است كه در هر موجودي وجود دارد؛ به ديگر سخن، موجودات با نيروي مرموزي كه در درونشان هست، به سوي مقصدشان كشيده مي‏شوند، كه در لسان قرآن از آن نيرو، به «هدايت الاهي» تعبير مي‏شود؛ Pرَبُّنَا الَّذي اعْطي‏ كُلَّ شَي‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَديO؛[11] پروردگار ما همان است كه به هر موجودي آفرينشي كه شايسته‌اش بود عنايت كرد؛ سپس، در راه خود هدايت نمود[12] و نيز مي‏فرمايد: Pالَّذِي خَلَقَ فَسَوَّي وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَديO؛[13] آن خدايي كه همه عالم را خلق كرده و به حد كمال خود رسانيد، و هر چيز را قدر و اندازه‏اي داد و به راه كمال هدايتش نمود.

2.                    هدايت تشريعي

هدايت تشريعي، به اين معنا است كه خداوند سبحان، با بيان قانون سعادت بخش و قراردادن آن در اختيار انسان، راه را به انسان‌ها نشان داده است و با امر به فضايل و نهي از رذايل، آنان را آگاه ساخته تا با اراده و اختيار خود راهي برگزيند؛[14] به عبارت ديگر، اين هدايت به امور تشريعي، از قبيل اعتقادات حق و اعمال صالح مربوط است: امر و نهي، بعث، زجر، ثواب و عقاب خداوند و... به آن مربوط است. خداوند سبحان، بشر را به سوي اصول و قوانيني اعتقادي و عملي هدايت كرد تا با تطبيق دادن شؤون زندگي‌اش بر آن اصول اعتقادي و قوانين عملي، در حوزة اخلاق و احكام، به سعادت و كمال خود برسد؛ زيرا، عنايت الاهي ايجاب مي‏كند، هر موجودي را از طريقي كه مناسب با وجود او باشد، هدايت كند.[15]

هدايت تشريعي، برخلاف هدايت تكويني كه همة آفريدگان از جمله انسان را در بر مي‏گيرد، ويژة انسان است. انسان، فقط، از رهگذر هدايت تكويني نمي‏تواند، به كمال آرماني خود دست يابد؛ زيرا، انسان، با هدايت تكويني و فطرت عقل خود، فقط، به فهم كلياتي از حقايق جهان توفيق مي‏يابد؛ نه به جزئيات و تفصيل آن‌ها؛ به عنوان مثال، در موضوع خداشناسي، فقط، به وجود خداوند پي مي‏برد؛ اما، توان راه‌يابي به صفات و اسماي خداوند ندارد. در موضوع معادشناسي نيز، چه بسا به ضرورت معاد ايمان آورد؛ ولي، نمي‏تواند با هدايت تكويني، به چگونگي آن و نحوه حضور خود در جهان آخرت و مسائل بي‏شمار ديگر آگاهي يابد؛ همچنين، در ساير موضوعات و مباحث اعتقادي، اخلاقي و عملي. راه يافتن به كلّيّات، نيازهاي انسان را بر نمي‏آورد؛ او به جزئيات، بايدها و نبايدهاي تفصيلي محتاج است كه فقط، در ساية هدايت تشريعي فراهم مي‏شود.

همچنین، انسان موجودي اجتماعي است و سعادت دنيوي و اخروي‏اش در گرو تعامل و تعاون با همنوعان است؛ اما، وجود ميل به كسب منافع در افراد انساني موجب بروز اختلاف و درگيري ميان آنان مي‏شود. براي گريز از اين مشكل، به قوانين جامع و كامل نياز است؛ اما، عقل انسان به تنهايي نمي‏تواند، چنين قوانيني را وضع كند؛ زيرا، هر فرد انساني در پي منافع و مصالح خویش است و عقل بشر، به دليل محدوديت‏هايي كه دارد، از وضع قوانين جامع و كامل براي سعادت خود ناتوان است.

دیگر این‌که صرف آشنايي با بدي‏ها و خوبي‏ها، براي ترغيب انسان به درستكاري كافي نيست؛ بلكه، ابزارهايي براي تشويق و ترغيب لازمند؛ اين ابزارها، همان انذارها و تبشيرهاي وحياني‏اند كه در ساية هدايت تشريعي فراهم مي‏آيند.[16]

هدايت تشريعي، از طريق وحي به فردي برگزيده‌ كه در حقيقت نمايندة بشر است، انجام مي‌گيرد؛ این نماینده، و دستورات اعتقادي و عملي (دين) را به بشر مي‏آموزد؛ به سخن ديگر، خداوند از گذر وحي، بايدها و نبايدهاي زندگي فردي و اجتماعي را به انسان مي‏آموزد تا او با نيروي انتخاب، در راه سعادت قدم بگذارد و در زندگي دنيوي و اخروي‌اش رستگار شود.

اين نوع هدايت، در حقيقت ارائة طريق و صرف نشان دادن راه كمال و سعادت به بشر است، و آياتی مانند آية Pإِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ اما شاكِراً وَ اما كَفُوراًO[17] به همين نوع هدايت ناظر است.

ب) هدايت پاداشي

علاوه بر هدايت عام و ابتدايي كه يك نوع آن همة مـوجودات جهان هستي را در بر مي‌گيرد و قسم ديگر آن ويژة انسان است، هدايتی ويژه‌، به نام «هدايت پاداشي - تكويني» براي برخي از مكلفان وجود دارد.

اين نوع هدايت الاهي كه به معناي ايصال به مطلوب است، نصيب كساني مي‌شود كه با اختيار خود، از هدايت ابتدايي خداوند سبحان بهره برده و از عوامل پيشرفت و تكامل استفاده می‌کنند؛ همچنین، به کارگیری نیروی عقل و پذیرش حق، به قوانين جامع و كامل الاهي گردن می نهند و به آن عمل می‌کنند.

خداوند، كسي را که با هدايت تشريعي به معارف الاهي ايمان آورد و به احكام دين عمل نمايد، به صورت تکوینی، هدایت می‌کند و به راه‌هاي سالم هدايت نموده و توفيقي به او عطا مي‌كند كه بقية راه تكامل را به آساني بپیماید؛ همچنین، از گذرگاه پرخطر دنيا، به سلامت و سهولت عبور کند و به سر منزل مقصود بار يابد؛[18] Pفَأَمَّا مَنْ أَعْطي‏ وَ اتَّقي‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْني‏ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْريO؛[19] كسي كه اهل اعطا و بخشش، تقوا و تصديق به نيكي‌ها باشد، به زودي راه آساني پيش پاي او مي‌گذاريم تا به راحتي بتواند، راه‌هاي تكامل را بپيمايد؛ چنين انساني كه با بهره‌گيري از هدايت ابتدايي خداوند سبحان، چنین پاداشی نصيبش گرديده، در دنيا به سلامت زيسته، با سلامت از آن چشم فرو می‌بندد و در قيامت به سلامت بر انگيخته مي‌شود؛ چنان كه در قرآن كريم، دربارة حضرت عيسي پيامبرj آمده است: Pوَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّاO.[20]

با توجه به آنچه بيان گرديد، پاسخ نخستین بخش روشن مي‌گردد و اين سخن که: نعمت هدايت خداوند، شامل همة مردم نيست، سخنی تمام نيست؛ زيرا، از دو نوع هدايت كه بيان گرديد، هدايت ابتدايي، (چه تكويني و چه تشريعي) نصيب همة انسان‌های مسلمان و غير مسلمان، مؤمن و غير مؤمن و... مي‌شود و فقط، نوع دوم هدايت كه هدايت تكويني - پاداشي است، ويژة مؤمنان است.

اما دربارة تفسير آية شريفه، با توجه با آياتي كه ضلالت و هدايت را با مشيت الاهي مي‌داند، مي‌توان گفت: كه منظور از هدايت در اين آيات، هدايت پاداشي - تكويني خاص است؛ ويژة كساني كه از هدايت عام و ابتدايي الاهي بهره برده و از نيروي عقل استفاده می‌کنند؛ همچنین، از قوانين الاهي اطاعت و پيروي می‌نمایند؛ بنابراین، خداوند سبحان، به پاس انجام اين اعمال، آنان را در کانون عنايت خاص خود قرار می‌دهد و هدايت پاداشي‌اش را نصيب آن‌ها می‌کند؛ چنان كه در قرآن كريم، از پيروي و اطاعت از فرامين الاهي و جلب رضايت او، [21] جهاد در راه خدا، [22] توبه[23] و پيمودن راه هدايت ابتدايي، [24] به عنوان زمينه‌اي براي شمول هدايت پاداشي - تكويني ياد می‌کند.

مراد از ضلالت نيز محروميت كساني است كه از هدايت ابتدايي استفاده نكرده‌اند؛ نيروي عقل را با پیروی از هوا و هوس كنار گذاشته و به قوانين الاهي گردن ننهاده‌اند؛ چنان كه قرآن كريم، سرچشمة حرمان از اين هدايت را فسق و خروج از اطاعت و فرمان الاهي، [25] ظلم، [26] كفر، [27] دروغگویی كفران، [28] اسراف[29] و معرفي می‌کند.

مرحوم علامة طباطباييw در تفسير آية شريفه مي‌نويسد: حكمت خداوند سبحان، مقتضي اين است كه سعادت و شقاوت بشر بر اساس اختيار باشد. خداوند، راه اطاعت كه سر انجامش سعادت بشر و راه شقاوت را كه پايانش بدبختي ايشان است، بر ايشان بيان كرد تا هر كس راه معصيت را بپيمايد و طريق ضلالت را پيش گيرد، مجازاتش نماید و هر كس، بر مركب راهوار اطاعت سوار شود و راه اطاعت را طي كند، به او را هم پاداش دهد، و به زودي از هر دو طايفه خواهد پرسيد كه چه كرديد و چه اختيار نموديد؟

بنابراين، مقصود از اضلال بعضي و هدايت بعضي، اضلال و هدايت ابتدايي نيست؛ بلكه، مجازات و پاداش است؛ زيرا، همة انسان‌ها، چه گمراه و چه در راه، هدايت ابتدايي دارند؛ كسي را كه خدا مي‏خواهد گمراهش كند، طريق ضلالت، يعني: معصيت را به اختیار خود پيموده و پشيمان هم نمي‏شود و آن‌كه خدا هدايتش كرده، كسي است كه هدايت فطري خود را از دست نداده و بر آن اساس مشي ‏كرده است؛ همچنین، از نيز هدايت تشريعي بهره برده و از دستورات الاهي پيروي نموده است و يا اگر احياناً از دستوري سر باز زده، توبه كرده، و از راه گناه به صراط مستقيم و سنت الاهي‏اش كه تبديل‌پذير نيست، باز گشته است؛ Pوَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنة اللَّهِ تَحْوِيلًاO.

بعد مي‌فرمايد: ممكن است، اين شبهه در ذهن پدید آيد كه مستند بودن هدايت و ضلالت به خداوند سبحان، با اختيار بشر ناسازگار و ابطال آن را در پي دارد و به دنبال باطل شدن اختيار، مسالة نبوت‌ و رسالت‌ باطل مي‏شود.

پاسخ: به دست خدا بودن هدايت و ضلالت، اختيار انسان را باطل نمي‏كند؛ زيرا، خدا ابتدا گمراه و هدايت نمي‏كند؛ گمراه كردنش پاداشي و مجازاتي است؛ يعني: كسي كه خودش بيراهه را خواسته، گمراه می‌گردد؛ همچنين، كسي كه راه هدايت را بر گزيده، هدايت می‌شود؛ خلاصه آنچه خود انسان اختيار كند، همان پی می‌آید و خداوند سبحان او را دراین راه، كمك ‏كرده و پيش‏تر مي‏برد.[30]

نتيجه

هدايت ابتدايي و عام خداوند سبحان، تكويني و تشريعي‌اش، نسبت به همة انسان‌ها صورت مي‌گيرد؛ اما، هدايت پاداشي او فقط، نصيب كساني مي‌شود كه از هدايت ابتدايي بهره برده‌اند؛ همچنین، از ابزار فطرت و عقل كه خداوند در اختيار او گذاشته استفاده، و از دستورات الاهي اطاعت نموده‌اند؛ اما، خداوند كساني را كه با كنار گذاشتن فطرت و سر باز زدن از فرامين الاهي، با اختيار خود، به كژراهه رفته و از نعمت هدايت ابتدايي بهره نبرده‌اند، از نعمت هدايت پاداشي‌اش محروم ساخته و به عنوان كيفر به راه اضلالش پيش مي‌برد و آية شريفة Pوَ لَوْشاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُO به همين مطلب ناظر است.

حديث پاياني

پيامبر خدا6فرمود: قسم به خدايي كه مرا به راستي بر انگيخت، چيزي جز عمل همراه با رحمت خدا، سبب نجات و رستگاري نمي‌گردد.[31]

منابع براي مطالعه بیش‌تر

1. جوادي آملي، عبدالله، ادب فناي مقرّبان، قم، مركز نشر اسراء، 1390ش، ج 1، ص 333 ـ 335.

2. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلامي، 1374ش، ج 1، ص 67 ـ 69؛ ج 2، ص 350 - 353؛ و ج 19، ص 461 ـ 465.

3. جوادي آملي، عبدالله، هدايت در قرآن، قم، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1367.



[1] . نحل/ 93.

[2] . آذرنوش، آذرتاش، فرهنگ معاصر عربي ـ فارسي، تهران، نشر ني، هشتم، 1386ش، ص 781.

[3] . جمعي از نويسندگان، شرح المصطلحات الكلامية، مشهد، آستان قدس رضوي، 1415ق، ص 397.

[4] . تفتازانی، سعد الدين، شرح العقائد النسفية، تحقيق: حجازي، سقاء، قاهره، مكتبة الكليات الازهرية، 1407ق، ص 65.

[5] . شرح المصطلحات الكلامية، ص397.

[6] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم، قم، مركز نشر اسراء، 1385ش، ج 16، ص 21.

[7] . انسان/ 3.

[8] . بلد/ 10.

[9] . بقره/ 185.

[10] . همان.

[11] . طه/ 50.

[12] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 16، ص 35 مطهري، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج ‏2، ص 153

[13] . اعلى/ 3.

[14] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 16، ص 47.

[15] . طباطبايي، محمدحیسن، الميزان في تفسير القرآن، قم، مكتبة النشر الاسلامي، 1417ق، ج 7، ص 347.

[16] . پژهشكدة تحقيقات اسلامي، فرهنگ شيعه، قم، زمزم هدايت، 1386ش، ص468.

[17] . انسان/ 3.

[18] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 16، ص 48.

[19] . الليل/ 5 ـ 7.

[20] . مريم/ 33.

[21] . مائده/ 16.

[22] . عنكبوت/ 69.

[23] . رعد/ 27.

[24] . محمد/ 17.

[25] . بقره/ 26.

[26] . همان/ 258.

[27] . همان/ 264.

[28] . زمر/3

[29] . غافر/ 28.

[30] . طباطبایی، محمدحسين الميزان في تفسير القرآن، ج 12، ص 336.

[31] . ابن ابی‌الحدید، عزالدين ابوحامد، شرح نهج البلاغه، مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، قم، كتابخانه آيت‌الله مرعشي نجفي، 1337، ج10، ص184.


١٣:١٨ - يکشنبه ١١ اسفند ١٣٩٢    /    شماره : ٤٦٣١٢    /    تعداد نمایش : ٦١٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





بازديد کنندگان اين صفحه: 211030 بازديدکنندگان امروز: 281 کل بازديدکنندگان: 3357908 زمان بارگذاری صفحه: 2/0313
تمامی حقوق این سایت برای مجتمع آموزش عالی فقه محفوظ است.