جستجو
جستجوی پیشرفته
English | فارسی | Urdu | Az | العربی
صفحه اصلی > اخبار مجتمع 


  چاپ        ارسال به دوست

برگزاری نشست علمی، پژوهشی قتل از روی ترحم (اتانازی) با همكاري معاونت پژوهش مجتمع فقه

برگزاری نشست علمی، پژوهشی قتل از روی ترحم (اتانازی)

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجمین نشست مشترک مدارس عالی «فقه تخصصی» و «فقه و معارف اسلامی» در روز دوشنبه مورخ 1/8/96 ساعت 10 صبح در سالن همایش های مجتمع آموزش عالی فقه واقع در مجتمع امین بلوک یک  طبقه چهارم با همکاری معاونت محترم پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه و گروه علمی تربیتی  فقه پزشکی و گروه علمی تربیتی فقه و حقوق قضایی مدرسه عالی فقه تخصصی با عنوان نشست علمی « قتل از روی ترحم (اتانازی) » با شرکت تعدادی از طلاب محترم دو مدرسه و برخی از اساتید و همکاران گرامی برگزار گردید که در ادامه مشروح مطالب ارائه شده توسط سخنرانان نشست تقدیم می‏شود. پس از تلاوت قرآن کریم نشست آغاز شد:

دکتر عادلی

آیاتی که تلاوت شد ظاهراً هدفمند انتخاب شده بود، کسانی که اتانازی را قبول ندارند آنرا «قتل از روی ترحم» و کسانی که قبولش دارند آنرا«به مردگی» نامیده اند. اتانازی مسئله ای جهانی است در همه مراکز درمانی دنیا بخصوص مبتلایان به بیماران  بد حال و بیماران مراحل پایانی حیات، اتانازی قسمتی از مراقبت های پایان زندگی است.

سوال: اگر درمانی بیهوده دانسته شود و عقلای متخصص بگویند احیای قلبی بیهوده است آیا احیاء لازم است یا نه؟ درمان بیهوده و بجا است یا نابجا؟ در مورد اتانازی از استفتایی که از مقام معظم رهبری شده استفاده کنیم . انواع آن­را  می شماریم .

 دسته اول: بیمار خودش مطالبه می کند که به حیاتش پایان داده شود و درخواستش بخاطر مسائل روانی نیست (بلکه به این رسیده که ادامه حیاتش بیهوده است). این بیمار فعال داوطلبانه نامیده می شود و با مداخله کادر بیمارستان به حیاتش پایان داده می شود.

دسته دوم: فعال غیر داوطلب است که خودش نمی خواهد ولی کادر درمانی به حیاتش پایان می دهد.

دسته سوم: فرم انفعالی است . اقدامی که باعث نجات جان باشد را انجام نمی دهند.

دسته چهارم:  فرم غیر مستقیم است. امکانات خودکشی در اختیارش می گذارد (خودکشی را تسهیل می کند).

فتوا: تلاش برای نجات جان محتضر واجب نیست. تأخیر مرگ واجب نیست و بقیه موارد جایز نیست.

در مورد مرگ مغزی جلسه مستقل دیگری لازم است آیا مرگ هست یا نه؟ چه کار می شود کرد؟ چطور تشخیص داده می شود؟

استفتاء شد در مورد مرگ مغزی، آیا می شود از دستگاه جدایش کرد؟ یا به دستگاه وصلش نکنند؟ پاسخ: اگر از دستگاه جدا بشود و تسریع مرگ بشود ، جایز نیست. به قصد پیوند اعضاء می توان از دستگاه جدا کرد (چه با اجازه چه بدون اجازه)

برخی اوقات نجات جان به این مورد مرتبط نیست (پیوند قرنیه یا کلیه) ولی مجوز داده شده است.

این استفتاء از آیت الله صافی کار را ساده کرده است. چون مشکل ما این است که در بخش های مراقبت های ویژه امکانات اندک است (در دنیا) در حالیکه اشغال تخت آی سی یو مشکل ساز است. لذا سوال شده آیا مریض را از دستگاه جدا کنیم یا نه؟ فرموده اند، اگر این موارد یقینی باشد ادامه معالجه واجب نیست (و می شود جدا کرد)

سوال: چه موقع می توان از دستگاه جدا کرد؟ چه موقع نباید به دستگاه وصل کرد؟ آیا هر ایست قلبی نباید به دستگاه وصل شود؟ بحث ها خیلی پیچیده و چالشی است و گاهی نمی توان نتیجه گیری کرد که چه کنیم؟

دکتر رضایی:

ادله موافقان و مخالفان اتانازی

درفرهنگ غرب بیشتر در این مورد بحث شده است . در فرهنگ غربی تصمیم گیرنده خود انسان است و لذا خواست و اراده خودش پررنگ تر است. لذا محورادله موافقان همین است.

انسان حق دارد زمان و مکان و نحوه مرگ خود را خودش انتخاب کند، اگر این را بپذیریم موجه شده بلکه صور مختلفش هم موجه می شود، حتی خودکشی با کمک پزشک. در سوئیس خودکشی قانونی است بلکه باید کمک نیز انجام بشود.

قتل ترحمی علتش این است که مریض درد دارد، اذیت می شود، گناه دارد، مریضی اش کاملا پیشرفت کرده و کاری نمی توان برای او انجام داد، غیر از مخدر و مسکن که 6 ماه درد می کشد و بعداً می میرد. چرا کمکش نکنیم که راحت بشود و می گویند شما مریض را نکشته ای بلکه بیماری او را کشته و مریضی اش شدید بود و شما کاری برای نجاتش انجام ندادی (صورت انفعالی).

تسریع یعنی چی؟ یعنی اینکه که کسی که می شود 6 ماه یا یکسال بعد بمیرد به او دارویی می دهند که سریعا بمیرد.

دلیل دیگر بار تحمیلی آن است. آسیایی ها خانواده  محورند و معمولا خانواده­ها درگیر بیماری می شوند، بخصوص مریض مزمن و این انواع و اقسام بار تحمیلی دارد (اقتصادی، اجتماعی، عاطفی). حساب شده 20 درصد هزینه مصرفی چنین بیمارانی مربوط به یک سال آخر عمرش است که بر عهده خانواده است. از ادله موافقان کیفیت زندگی است. چنین زندگی ای چه زندگی ای است ؟ مریضی که کاری غیر از پی گیری درمان ندارد، به چه درد می خورد؟ (از امتیازات طرح تحول سلامت شیمی درمانی است که از بودجه عمومی مخارجش داده می شود ولی سابقا باید از جیب مریض می رفت.)

مورد بعدی ادله موافقان، وابسته شدن مریض به خانواده است . در آلمان مریض های موجود در خانه ها را جمع می کردند (مردم نه دولت) و می کشتند.

مورد بعدی ادله موافقان، عزت مریض کم می شود.

ادله مخالفان:

1.      تقدس حیات: (از ادله دینی، از منظر دین مداران بخصوص ادیان توحیدی بخصوص یهودی ها) وجوب حفظ جان و حرمت قتل نفس

2.      ارزش حیات: (می تواند دینی باشد و می تواند عقلی صرف باشد) بالاترین سرمایه انسان حیات است

3.      هدف پزشکی تلاش برای بهبود بیماران است و نجات انسانها است.

4.      اینکه گفته می شود داوطلبانه است این  داوطلبی درست نیست. داوطلبانه بودن، اثبات نشده و مردم تحت فشار داوطلب می شوند.

5.      محدودیت خود مختاری: بویژه که کادر کمک کننده بعدها حال خودش خراب می شود.

6.      مخالف کرامت انسانی است: چرا حالا که مریض نیازمند کمک است  او را به قتل برسانیم.

7.      شیب لغزنده: خطر وجود دارد که هر کسی را که مشکلی دارند از بین ببرند و گاهی به این می انجامد که وراث برای رسیدن به مال طرف درخواست اتانازی بکنند.

8.      درد و رنج: درست است که مریض درد و رنج دارد ولی این درد و رنج را تحمل کردن ارزش دینی دارد.

9.      چرا قتل در حالیکه می توان طب تسکینی را پیشرفته نمود؟

10.  بیماری طولانی خودش آزمایش است و ابتلاء و صبوری راه نجات است.

دکتر حبیبی تبار

مقدمه1: قبل از آنکه پدیده اتانازی بحث ناظر به ایدئولوژی باشد بحث ناظر به جهان بینی است. نگرش انسان به هستی چیست؟ لیبرالیسم اومانیستی منشأ این امر است که انسان نسبت به حیات خود، مختار است. ولی به جهان بینی که نگاه کنیم همانطور که حیات حق انسان است، تکلیف انسان هم هست و دیگران باید این حق را محترم شمرده و انسان مکلف به حفظ آن است، و در جنبه سلبی بحث حق مطرح نیست.

مقدمه2: این مبحث در دو حوزه بحث می شود الف- (حقوق موضوعه: مصوبات قانونی) ب-(فلسفه حقوق چرایی های علم حقوق) و آنچه تحت عنوان دلیل جواز و عدم جواز مطرح می شود، حکمت است نه علت، این موارد هیچکدام دلیل به شمار نمی رود. در فقه دلیل عبارت است از کتاب و سنت و اجماع و عقل. و فلسفه یک حکم، حکمت است و استخراج حکمت منجر به فتوا نمی شود. لذا باید توجه کرد که مباحث حوزه غیر حقوق موضوعه و بایسته های فقهی ممکن است در دانش پزشکی باور پذیر باشد، اما در فقه و در حقوق دلیل تلقی نمی شود. لذا باید دنبال دلیل مصطلح خاصی باشیم. در دانش پزشکی حقوق مصطلح، هم حقوق عمومی و هم حقوق خصوصی، حق حیات به عنوان حق انسانی مورد گفتگو است.

حقوق مدنی یک و مباحث ناظر به اشخاص و مهجورین بحث شخصی که مطرح می شود، شخص و رابطه اش با حیات مطرح می شود و گفته می شود شخص حق بر تمامیت جسمانی خود دارد. ولی این دو جانبه نیست (که هم قابل اعمال باشد و هم قابل اسقاط باشد) بلکه فقط مکلف به اعمال این حق است.

عنوان خودکشی در فقه ما منعقد نشده ولی در فروع آمده که اگر کسی را تهدید کنند که «یا خودت را بکش یا من تو را به مرگ صبر (زجر) می کشم» فقها اتفاق نظر دارند که حق ندارد خود را بکشد ومرگ راحت­تر را انتخاب کند. پس انتخاب «مرگ در قالب سهل تر توسط خود شخص» مسموع نیست.

 در پدیده اتانازی از آن­جا که بحث ترحم بر بیماری که در حال تحمل رنج است، مطرح می باشد لذا مطرح می شود که تیم پزشکی بنا به خواسته خودش می تواند چنین کند یا نه؟ و یا به اذن اولیاء اش؟ آیا ترحم بر  بیمار به خواست خودش (داوطلبانه) یا به غیر خواست او (غیر داوطلبانه) و اینکه با فعل مادی مثبت واقع شود (قتل توسط کادر پزشکی اتانازی فعال) و یا از ارائه و استمرار خدمات پزشکی خودداری بشود (غیر فعال و یا منفعل) این 4 صورت یعنی: خودخواسته، غیر خود خواسته، قطع خدمات یا قطع ادامه کاری که کادر پزشکی انجام می دهد، در فقه الجزای فقه ما مطرح هستند که آیا صدق عنوان قتل می کند یا نه؟

این کلام هست که اگر داوطلبانه باشد (مبتنی بر درخواست خود بیمار) و به نحو فعال باشد(قتل توسط کادر پزشکی)، دو زاویه از بحث مطرح می شود:

 اذن بیمار به تیم پزشکی از حیث حکم تکلیفی چه وضعی دارد؟ (مباح؟ غیر مباح؟ جایز؟ غیر جایز؟)، اصولا چنین اذنی را فقهای ما نمی دهند و چنین اذنی را دارای حرمت تکلیفی می دانند. پس اگر شخص حیات مستقری داشت، آیا می شود اذن به قتل خودش بدهد؟ تکلیفا حرام است.

حال پزشک یا تیم پزشکی چطور؟ آیا می توانند به نحو فعال، با استناد به خواست خودش، به حیات بیمار خاتمه بدهند؟ اینجا هم از منظر تکلیفی فعل، فعلی حرام است ، چون ذوحیات حق اذن دادن ندارد چه برسد که کسی دنبال پایان دادن به حیات باشد.

 اما آیا این عنوان نمودن قتل مستلزم قصاص و دیه هست یا نه؟ (حکم وضعی چه خواهد شد؟) آیا پزشک به عنوان بزه کار قابل  مواخذه هست یا نه؟ دو قول هست:

قول 1) سقوط حق قصاص و حق دیه: از باب اذن در قتل در فقه ما مسبوق به  سابقه است (شرایع ج4 ص200 ، علامه حلی در تحریر ج5 ص426، علامه در قواعد ج3 ص590، امام در تحریر ج2 ص912)، قائل شده اند به سقوط حق قصاص و حق دیه (هر دو) از حیث حکم وضعی هیچکدام مطرح نیست. شاید بتوان گفت چون قصاص را حق مجنی علیه می دانند ( وسپس حق اولیاء او) و چون خودش خواسته که جانش را بگیرند کانه مرتکب (تضمناً یا صراحتاً) از قصاص و دیه معاف کرد (این نحوه ای ابراءاست). قانون مجازات اسلامی هم چنین اذنی را موجب برائت از قصاص و دیه می داند (بنابر تفسیری)، چون (اذن بر جنایت دادن ) غیر از (عفو از جانی بعد از جنایت) می باشد.

می توان گفت بعد از وقوع جنایت اگر عفو کرد، نوبت به وارث نمی رسد. اما اگر گفتیم قانون گذار می گوید مجنی علیه می تواند عفو کند و نفرموده کسی می تواند اذن بر جنایت بر نفس خودش بدهد با این تفسیر آثار قانونی اذن شاید مترتب نشود.

قول 2): قصاص ثابت است (العناوین الفقهیه میرفتاح ج2 ص506، مبانی تکمله ج2 ص1716). حق قصاص مال منجی علیه نیست، بلکه حق اولیاء است و در مورد قصاص، تا جنایتی صورت نگرفته، محقق نیست تا بتوان اسقاط کرد. پس: اتانازی قتل است اولاً و ثانیاً اذن اتانازی در مقام موثر نیست و حق کس دیگر را نمی توان  اسقاط کرد. مقام معظم رهبری در درس خارج: قصاص منتفی است ولی دیه ثابت است (قول به تفضیل). قصاص منتفی است چون مبنایی هست که قصاص ملحق به حدود می شود (حدود در معنای اعمی شامل جمیع عناوین که یکی از آنها قصاص نفس است) لذا به حکم شبهه پیش آمده، قصاص منتفی است. اما هر جا که موضع قصاص باشد و نتوانیم قصاص کنیم انتقای قصاص حکماً مانع اثبات دیه در مسئله نمی شود. پس می شود گفت قصاص منتفی و دیه ثابت است.

امروز در اتانازی داوطلبانه فعال : مباشر (هرکه باشد) را از قصاص و دیه معاف می کنند.

اما به این جهت که فعل متصف به عنوان حرمت هست و قابلیت تعزیر دارد یا نه؟ کلام دیگری است. اما رویه جاری در محاکم ما چون جرم انگاری مستقل نشده است می توان از آن طفره رفت. اما از نظر مبنایی بحث مطرح هست که قابلیت تعزیر هست یا نه؟

نسبت به اتانازی غیر داوطلبانه: این اصلا محل کلام نیست و جایز نیست قطعاً (حتی در مبانی لیبرالیسم اومانیستی).

نسبت به اتانازی غیر داوطلبانه غیر فعال: در حقیقت وسیله کمکی و حفظ حیات را از ابتدا وصل نمی کنند و یا در وسط قطع کنند؟ بحث هست که آیا مستند به قتل است یا مستند به ترک انقاذ است؟

التزام به قتل شمرده شدن خیلی مستبعد است گرچه مرتکب حرام شده است (نهایتا می گویند آیا جرم تعزیری هست یا نه؟)

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA


٠٨:٣٠ - دوشنبه ٢ بهمن ١٣٩٦    /    شماره : ٩٠٧٩٠    /    تعداد نمایش : ٩٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





بازديد کنندگان اين صفحه: 937340 بازديدکنندگان امروز: 139 کل بازديدکنندگان: 3499955 زمان بارگذاری صفحه: 1/1875
قم چهار راه شهدا خیابان حجتیه تلفن 37182125-025 - تمامی حقوق این سایت برای مجتمع آموزش عالی فقه محفوظ است.