دوشنبه ٢٣ مهر ١٣٩٧

مجتمع آموزش عالی فقه

فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا

اوقات شرعی به افق شهرها

صفحه اصلی > اخبار مجتمع 



سه شنبه ٢٦ دی ١٣٩٦ ٩٠٦٧٧

چهارمین نشست مشترک  مدارس عالی «فقه تخصصی» و «فقه و معارف اسلامی» در روز دوشنبه مورخ 24/7/96 ساعت 10 صبح در سالن همایش های مجتمع آموزش عالی فقه واقع در مجتمع امین بلوک یک طبقه چهارم با همکاری معاونت محترم پژوهش مجتمع آموزش عالی فقه و گروه علمی تربیتی  فقه عبادی مدرسه عالی فقه تخصصی با عنوان نشست علمی « تعامل با مخالف در حج » با شرکت تعدادی از طلاب محترم دو مدرسه و برخی از اساتید و همکاران گرامی در تاریخ 24/7/96 برگزار گردید که در ادامه مشروح مطالب ارائه شده توسط سخنرانان نشست تقدیم می‏شود.

پس از تلاوت قرآن کریم و مداحی به مناسبت شهادت امام زین العابدین علیه السلام نشست با تذکرات دبیر محترم علمی جلسه، آغاز شد:

استاد سید مهدی محمدی

إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُديً لِلْعالَمينَ (  آل عمران / 96)

روز شهادت جانگداز حضرت سیدالساجدین آقا علی بن الحسین (ع) است ضمن عرض تسلیت به تمام حضار محترم حدیثی را در مورد ایشان عرضه می‏نمایم: از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند پدرم علی بن الحسین هر گاه یادی از نعمت‏های خدا می‏کرد برای آن سجده می‏کرد هرگاه آیه‏ای می‏خواند سجده می‏کرد هرگاه بیم داشت و مکر کنندگان دفع می‏شدند سجده می‏کرد و هرگاه بین دو نفر اصلاح می‏کرد سجده می‏کرد و ... به همین خاطر در همه مواضع سجده آن حضرت نمایان بود.

 ان شاء الله خداوند به ما توفیق پیروی و درس گرفتن از ایشان  را عنایت فرماید و ما را همنشین ایشان در آخرت قرار بدهد.

محفل علمی امروز برای طرح یکی از موضوعات مهم در بین مباحث فقه عبادی است که توسط گروه محترم علمی فقه عبادی مدرسه عالی فقه تخصصی تشکیل شده است، حج یکی از عبادات کامل و جامع است که ابعاد مختلفی دارد ( عبادی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی .... ) این کنگره بزرگ در عرصه بین الملل هر قدر دور از تنش و تفرقه تشکیل شود، چهره باشکوهی از فرهنگ ناب و اصیل اسلام را به جهانیان نمایش می‏دهد. از توصیه‏هایی که برای این کنگره عظیم شده است مسئله تعامل با مخالف است مخصوصاً افرادی که دنبال ایجاد تنش و اختلافند .

در این نشست، ابتدا استاد محترم جناب آقای خادم الذاکرین طرح مبحث می‏نمایند و در ادامه از بیانات آیت الله نیازی در نقد این مطالب بهره خواهیم برد.  

استاد خادم الذاکرین

بعد از تسلیت شهادت امام زین العابدین خدمت امام زمان (عج) جمله‏ای از امام سجاد (ع) بیان می‏کنیم: در شب 23 ماه مبارک رمضان ذکر حضرت در سجده ذکری است معروف که مکرراً تکرار می‏کردند : « اللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور و الانابة الی دار الخلود و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت.»  خدایا تجافی از این دنیا را نصیب من کن (تعلق به این دنیا نداشته باشم) و توجه به آخرت و آمادگی برای این سفری که باید طی کنیم را قبل از رسیدن زمان مرگ به من عنایت فرما.

 نقل است که راوی می‏گوید شب حضرت را دیدم و دنبال حضرت راه افتادم دیدم آرد و هیزم به دوش گرفته می‏برند؛ گفتم غلامم کمک کند قبول نکردند گفتم خودم کمک کنم فرمودند نه چون سفری در پیش دارم که باید برای آن آماده بشوم ولی فردا حضرت را در شهر دیدم گفتم شما به مسافرت نرفتید؟ فرمودند مرادم سفر آخرت بود.

بحث امروز ما تعامل با مخالف در حج است،  این بحث ارتباط تنگاتنگی با بحث « تقیه » دارد  و لذا ابتدا باید به بحث تقیه اشاره کنیم و بعد به تعامل در حج.

 

 

 

 

 

 تقیه دو نوع است تقیه خوفی ( ترس از جان و عرض و آبرو ) و تقیه مداراتی

 ادله تقیه خوفی: آیه 106 سوره نحل؛ « مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»  پیامبر اکرم بعد از شهادت یاسر و سمیه وقتی عمار در زیر شکنجه تقیه کرد و با قلبی مملو از ایمان چیزی خلاف ما فی الضمیرش اظهار کرد بعد پشیمان شد و به پیامبر مراجعه کرد، حضرت پرسید قلبت چگونه است؟ عرض کرد « کان مطمئناً بالایمان »

4 نظر در بحث لاضرر وجود دارد:

 (نفی حکم به لسان نفی موضوع) آخوند خراسانی

(نفی حکم ضرری) شیخ انصاری

(نفی ضرر غیر متدارک) فاضل تونی

(.... نافیه .....) شیخ الشریعه اصفهانی

از ادله‏ای که برای قاعده لاضرر به آن تمسک شده چهارم حکم عقل است: عقل می‏گوید در دَوَران امر بین اهم و مهم، اهمّ را باید رعایت کرد و لذا حفظ نفس واجب است. و پنجم حدیث رفع می‏باشد (قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): رفع عن امتي تسعة أشياء: الخطأ، و النسيان، و ما اكرهوا عليه، و ما لا يعلمون، و ما لا يطيقون، و ما اضطروا إليه، و الحسد، و الطيرة، و التفكر



 

 

 في الوسوسة في الخلوة ما لم ينطقوا بشفة) اضطرار  و اکراه در آن هست که فرق این دو چنین است اضطرار درونی است و اکراه عاملش بیرونی است و کسی که دارد تلف می‏شود اجازه دارد گوشت خوک هم بخورد و یا اگر در عطش شدید قرار دارد مجاز است خمر بنوشد.

موارد تقیه همه‏اش از باب اکراه است نه اضطرار و مراد از اکراه حمل الغیر علی ما یکرهه بتوعیده ( وعید یعنی تهدید ) به ضرری که حقش نیست.

روایت محمد بن مروان از امام صادق (ع) : ما منع میثم ره من التقیه؟ فوالله لقد علم ان هذه الایه الا من اکره نزلت فی عمار و اصحابه، حضرت تقیه را بر کاری که میثم کرده ترجیح می‏دهد.

زراره از إمام باقر ( عليه السلام ) نقل می‏کند که فرمود: « التقية في كلّ ضرورة ، و صاحبها أعلم بها حين تنزل به»

و همچنین روایت دیگری هست که  إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى بْنِ سَامٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ قَالُوا سَمِعْنَا أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْ‌ءٍ يُضْطَرُّ إِلَيْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ.

روایت دیگر هم از امام صادق (ع) يَا أَبَا عُمَرَ إِنَّ تِسْعَةَ أَعْشَارِ اَلدِّينِ فِي اَلتَّقِيَّةِ وَ لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ ( 9 دهم دین تقیه است و کسی که تقیه نمی‏کند مفهوم دین را درک نکرده است.)

عدم رعایت تقیه مصیباتی برای ائمه پیش آورد و شاید شهادت برخی ائمه از سهل انگاری اصحاب بود باشد.

   اما تقیه‏ی مداراتی روایت مهمی هست که صحیحه بوده از هشام بن حکم کندی قال سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول : اياکم ان تعملوا عملاً نُعَيَّرُ به فان ولد السوء يعير والده بعمله کونوا لمن انقطعتم اليه زينا و لاتکونوا علينا شينا صلوا في عشائرهم و عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و لايسبقونکم الي شيء من الخير فانتم اولي به منهم و الله ما عبد الله بشيء احب اليه من الخباء قلت و ما الخباء قال التقية. این روایت مربوط به تقیه مداراتی است (چه در حج و چه در غیر حج )

اما آیات مرتبط با این تقیه، مربوط به تقیه‏ای است که برای  وحدت امت اسلامی است.

سوره انفال آیه 46 می‏فرماید: « و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» : نزاعی نکنید که فَشَلتان کند، دشمن دنبال تفرقه است کشورها را به جان هم می‏اندازد و جلوی پیشرفت جوامع اسلامی را می‏گیرد، کشوری که دچار جنگ است مگر می‏شود پیشرفت کند؟ در جهان جنگ اگر شده، همیشه از طرف مقابل شیعه مطرح شده کفار یا مخالفینی مثل داعش .

  در سوره انعام آیه 150 می‏خوانیم: « ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعاً لست منهم فی شیء » کسانی که تفرقه ایجاد کرده‏اند به آنها توجه نکن . هر آنچه وحدت را خراب می‏کند اسلام با آن مقابله می‏کند حتی اگر مسجد باشد مثل مسجد ضرار که در قبال مسجد قبا خواستند قرارش بدهند اولین مسجد مسجد قبا و در مقابلش مسجد ضرار ساخته شد که امر به تخریبش صادر شد. هیئت و حسینیه هم اگر موجب تفرقه باشد بایداز بین برود. دعواهای حیدری نعمتی را دشمن راه انداخته و باید تعطیلشان کرد.

در قصه موسی و هارون عجیب است که وقتی در دهه اول ذی حجه سرو کله سامری پیدا شد و آن ماجراها ... حضرت موسی یقیه هارون را از عصبانیت گرفت . گفت چرا گذاشتی آنها منحرف بشوند؟ حضرت هارون جواب داد نخواستم  وحدت امت شکسته شود. نتیجه این که: وحدت جامعه اهمیتش بیشتر از شرک موقت در جامعه است. حضرت امیر هم که سکوت کرد و از حق خود گذشت برای حفظ وحدت امت اسلامی بود.  در رکوع نماز جماعت اگر زود برخاستی، برگرد یعنی که در رکوع که  تکرار رکوع نماز را باطل می‏کند برای حفظ وحدت است که این‏گونه رکوع مبطل نیست.

هم آیه داریم . هم روایت و هم سیره ائمه

ابن وهب در مورد معاشرت با اهل سنت سؤال کرد حضرت او را به تأسی از ائمه راهنمایی کردند، که « تنظرون الی أئمتکم الذین تقتدون بهم فتصنعون ما یصنعون، فو الله انهم لیعودون مرضاهم، و یشهدون جنائزهم، و یقیمون الشهادة لهم و علیهم، و یؤدّون الأمانة الیهم. »

 

برخی اینقدر به لعن علنی خلفای عامه تعهد دارند ( با اینهمه تأکید بزرگان ) یک بار نشان بدهند که ائمه در خطبه سخنانشان لعن به اعداء کرده باشند لعن در خفاء هست اما در علن نداریم.

در ایام حج که امام و سپس رهبری و برخی مراجع تشویق و ترغیب کردند به حضور در نماز جماعت آنها از همین نوع تقیه مداراتی است.

نسبت به حج: نسبت به رؤیت هلال ذیحجه حاکم آنها می‏گوید فلان روز اول ماه است؛ ائمه ما متابعت می‏کردند. بیش از 200 سال ائمه ما در بین مردم بودند یک جا مخالفت با اعلام ماه عامه ندارند. با اینکه علم اجمالی داریم همه موارد مطابق با واقع نبوده ولی متابعت می‏کردند و به اصحاب هم حکم می‏کردند که متابعت نمایند. در حالیکه امروز برخی احتیاطاتی دارند و به آن هم عمل می‏کنند و با تأخیر یا تعجیل می‏روند عرفه و ..

روایت داریم نتیجه این تقیه این است که می‏گویند « هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ، رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ جَعْفَراً مَا کَانَ أَحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ.... » این اخلاقیات، طرف را شرمنده می‏کند( عیادت، تشیع جنازه پدر و ..) بسیاری از افراد توسط اصحاب اینطور جذب شده‏اند. نه تنها جواز بلکه وجوب تقیه مداراتی متوقف به ... نیست بلکه تألیف قلوب و مصالح است که سبب وجوب تقیه مداراتی است . اگر مصلحت در چیزی باشد و خلافش مفسده داشته باشد، تقیه واجب است و الا لااقل مستحب است.

روایات تشویق بر نماز جماعت اهل سنت مثل: 1ـ  روایت هشام کندی 2ـ  روایت ابی بصیر (چقدر عقل داشتن اثر دارد؟! در یک فامیل یک عاقل کافی است) امام باقر: خالطوهم بالبرّانیّة و خالفوهم بالجوّانیّة (برانیه یعنی: ظاهر) (جوانیه یعنی: باطن ) اذا کانت الإمرة صبیانیّة . وقتی حکومت دست افراد کم تجربه است و بچه‏گانه عمل می‏کند( به تعبیر رهبری که فرمودند: برخی امرای برخی کشورها جوان و کم تجربه‏اند از این قبیل است) حضرت فرمود مدارا کنید (تقیه مداراتی)

  عبد الله بن سنان از امام صادق: اوصیکم بتقوی الله و لاتحملوا الناس علی اکتافکم ( چرا در مدینه و مکه مهر می‏گذارید که مورد تمسخر واقع شوید؟ ) فَتَذِلُّوا ( که ذلیل شوید )

4ـ روایاتی که ثواب اقتداء به اهل سنت را بیان کرده مثل روایت اسحاق بن عمار که گفت امام فرمودند: أ تُصَلِّی معهم فی المسجد؟ قلت نعم . قال الصادقد(ع): صلِّ معهم فان المصلی معهم فی الصف الاول کالشّاهر سیفه فی سبیل الله

و مانند روایت حلبی: من صلّی معهم فی الصّفّ الاول کان کمن صلّی مع رسول الله فی الصّفّ الاول.

روایت دیگر می‏گوید: حتی اگر نماز را فُرادی خوانده‏ای به این جماعت شرکت کن که اگر چنین کنی کتبَ الله لهُ ثواب 25 نماز، فَارغَبُوا فی ذلک.

 

آیت الله نیازی

پس از تشکر  از بیانات استاد ارجمند، و تسلیت این روز به همه عزیزان و شیعیان و مخصوصاً امام زمان (عج).

برای ادای حق و به احترام امام سجاد (ع) مسئله‏ی تعامل در حج را به ایشان ارتباط می‏دهیم.

تعامل در حج و در همه معاشرت‏های اسلامی به عنوان اصل و سیره‏ای در روش همه ائمه بوده است همین روایات که شنیدید که در جماعت شرکت کنید و از مریضانشان عیادت و در تشیع جنازه هایشان شرکت کنید، بارها امام صادق (ع) از برخی اصحاب گلایه می‏کردند که مقداری تند می‏رفتند .

یک وقتی مرحوم شهید قدوسی این جمله را از نهج البلاغه نقل کردند: " رأي الشيخ أحب إليَّ من جَلَد الغلام" ( معمولاً جوانها دارای شور و احساسات هستند که گاهی ممکن است اجازه رعایت برخی مسائل را نمی‏دهند، اما آقا امیر المؤمنان در آن شرایط که  داشتند فرمودند آنجا که یک نفر آدم پخته در بین مسلمانان نظری بدهد که باعث بشود اختلاف و تفرقه کم بشود " أحب إليَّ من جَلَد الغلام". یا اینکه امام صادق بارها پیغام داده به فلانی بگویید و از طرف من از او تقاضا کنید.( یعنی آمرانه نباشد ) بگویید تند روی نکند و رعایت نماید.

 و یا در روزفتح مکه وقتی که سپاه اسلام وارد مکه شدند و مکه فتح شد برخی شعار دادند « الیوم یوم الملحمة » حضرت رسول شعار را عوض کردند که « الیوم یوم المرحمة »

اساس بر تعامل است و اصلاً اصل حج و اساس آن تعامل است، جعل الله الکعبة البیت الحرام قیاماً للناس

یک وقت برخی از اساتید می‏فرمودند، از این آیه می‏فهیم تا مردم کعبه را به عنوان یک محور وحدت قرار بدهند در کنارش قرار بگیرند این کعبه لنگر عالم است (در اثر اختلاف اگر بدون زائر شود زمین اهلش را فرو می‏برد) .

اما سؤالی ممکن است پیش بیاید: گاهی می‏بینیم امیر مؤمنان با اینکه در تمام موارد نهایت تعامل را رعایت کرد (25 سال خانه نشین شد برای وحدت و یا آنگونه رفتار در جنگ جمل داشت) اما اگر بنا شد جریانی در بین مسلمین رخ بدهد که به صورت یک تفکر و فتنه تاریخی در آید، خود حضرت هم صبر نمی‏کند و برخورد می‏کند. یعنی ابتدا حقوق خوارج را قطع نکرد و آزادشان گذاشت، برخی‏شان که پای منبر حضرت امیر به او بی‏ادبی می‏کردند و یا در نماز جماعت ایشان آیه شرک را با صدای بلند می‏خواندند و با این کار به حضرت اهانت می‏کردند و .... حضرت هم در وسط نماز به احترام قرآن سکوت می‏کردند و بعداً نماز را ادامه می‏دادند. اما وقتی احساس کردند که مسئله خوارج دارد به یک تفکر تبدیل می‏شود (خوارج تفکرشان این بود که بین ارتکاب کبیره و شرک فاصله‏ای نیست و مرتکب کبیره کافر است عین آنچه امروز در داعش آمده و جهان اسلام را دچار فتنه کرده است) حضرت صبر نکرده است.

حتی با اینکه فرموده بودند ای کاش 20 سال قبل مرده بودم و این فتنه را نمی‏دیدم، بعداً که دیدند اعمال آنها دارد به یک تفکر تبدیل می‏شود کار خوارج را با قدرت تمام کردند و خودشان هم فرمودند که «إنّی فَقَعتُ عَینَ الفتنة» ( امروز هم که نظام ما برای مقابله با داعش وارد شده به اتکاء همین عمل امیر المؤمنین بود تا فتنه‏های داعش را خاموش نماید.)  

تعامل در حج به عنوان یک اصل، اساسی‏ترین مسئله است و اصلاً حج برای همین است که مسلمین جمع شده تعامل کنند، اما اگر چنانچه فکری در بین مسلمین بوجود آمده و به جریان تبدیل شد به تأسی از حرکت امیرمؤمنان در برخورد با خوارج، دیگر جای تعامل نخواهد بود و باید برخورد کرد و فتنه را نابود ساخت لذا است که ایران به عنوان یک عامل تأثیر گذار مقاومت کرد و دارد پیروز می‏شود.

امام سجاد هم ( که چه در حج و چه در غیر حج با سکوت و دعاهای صحیفه‏اش تعامل دارد ولی ) وقتی متوجه می‏شود که حرکت و تفکر یزیدی دارد به جریان حاکم تبدیل می‏شود ( و قبلاً امام حسین (ع) فرمودند که اگر حاکم بشود اسمی از اسلام وجود نخواهد داشت اسلام و نام بندگی و عبادت زنده نمی‏ماند)....

یکی از بزرگان فرمودند: امام حسین و امام صادق علیهما السلام هر دو اباعبدالله هستند راز این مطلب این است که این انقلاب فرهنگی که امام صادق (ع) پایه گذاری کرد و تعاملی که با مخالف داشت باعث شد تا همه‏ی مسلمین را کنار هم جمع کرد و نام اسلام و نام بندگی و عبادت زنده ماند و این تأسیس  انقلاب فرهنگی حق پدری ایشان را بر گردن تمامی اهالی ادیان توحیدی ثابت کرده است و الاّ نامی از پیامبران نمی‏ماند، امام حسین (ع) هم همینطور یعنی اگر تعامل می‏کرد، بیعت می‏کرد با یزیدی که جای تعامل نبود و جای این بود که با قیام خونین این فکر را نابود کند ( و این پیروزی دین در جهان هم از همان جا نشأت گرفته است ) باعث شد که حق پدری ایشان هم بر گردن تمامی اهالی ادیان توحیدی ثابت شود

پیامبر اکرم هم وحدت را تأسیس کرد : ابتدا توحید و بعد با ایجاد اخوت بین اوس و خزرج  به قول مثنوی مولانا:

کینه های کهنه‏شان از مصطفی ********** محو شد در نور اسلام و صفا

و به این نیز اکتفا نکرد و وحدت ادیان را ایجاد کرد: « قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَ لا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ »

 اما امام سجاد (ع) از کارهایش جنبه مثبت تعامل بود ( در آن دوران خفقان باید در کنار مسلمین باشد تا نام اسلام حفظ بشود) در عین حال آقای باقر شریف القرشی از یک ناصبی نقل کرده که « امام سجاد آنقدر امکانات مالی  در اختیار داشت که در مقایسه‏ای ساده قدرش را می‏شود مشخص کرد، امیر مؤمنان با اینکه حکومت داشت حدود 1000 و اندی برده آزاد کرد، امام رضا هم حدود 1000 و اندی بنده آزاد کرد اما امام سجاد برای انقلابات آینده و جریان بخشی به آنها و برای کادرسازی بیش از 100.000 برده تربیت کرده و آزاد ساخته که همگی کسانی هستند که انقلابات بعدی را تشکیل دادند و تفکر افراطی گری را نابود ساختند.

استاد محمدی: در پایان از  قبول زحمت استاد محترم حضرت آیت الله نیازی و از زحمات استاد محترم جناب حجت الاسلام و المسلمین خادم الذاکرین و از قبول زحمت حضار گرامی، اساتید و طلاب محترم و از تلاشهای ادارات فرهنگی تربیتی دو مدرسه عالی فقه تخصصی و عالی فقه و معارف اسلامی تشکر و قدردانی به عمل می‏آوریم و جلسه را با صلوات بر محمد و آل محمد به پایان می‏بریم.

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: